ای دل چو به هر خسی نشینی چه کنم؟
وز باغ، مدام گل نچینی چه کنم؟
عالم همه از جمال او روشن شد
تو دیده نداری که ببینی چه کنم؟
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای دل چو به هر خسی نشینی چه کنم؟
وز باغ، مدام گل نچینی چه کنم؟
عالم همه از جمال او روشن شد
تو دیده نداری که ببینی چه کنم؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به دل خود میگوید که اگر در میان خسیسها زندگی کند و نتواند از زیباییها بهرهمند شود، چه باید کرد. او lament میکند که در دنیایی که پر از زیبایی و نور الهی است، دلش نمیتواند آن را ببیند و از این وضعیت ناراحت است. در نهایت، او ناامیدی خود را از عدم توانایی دل در درک جمال الهی بیان میکند.
هوش مصنوعی: ای دل، اگر قرار است که برای آدمهای بیارزش و بیفایده زندگی کنی، چه فایده دارد؟ و اگر همیشه از باغ زندگی گل و شادی نچینی، پس چه میکنم؟
هوش مصنوعی: جهان به زیبایی او روشن شده است، اما تو چشمی نداری که این زیبایی را ببینی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.