آن چیست کز او سماعها را شرف است
وان چیست که چون رود محل تلف است
میآید و میرود نهان تا دانند
کاین ذوق و سماعها نه از نای و دف است
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
آن چیست کز او سماعها را شرف است
وان چیست که چون رود محل تلف است
میآید و میرود نهان تا دانند
کاین ذوق و سماعها نه از نای و دف است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر به بررسی معنای عمیق و روحانی سماع میپردازد. او میگوید که حالتهای شادی و ذوق ناشی از سماع و موسیقی، فراتر از نواها و آلات موسیقی مثل نای و دف است. این حالات به طرز مرموزی میآیند و میروند و نشان میدهند که اصالت آنها در تجربهای باطنی و عرفانی نهفته است.
هوش مصنوعی: این عبارت به توصیف چیزی میپردازد که موجب شرافت و ارجمندی سماع (رقص و حالتهای شورانگیز) میشود و در عین حال به موضوعی اشاره دارد که دسترسی به آن باعث نابودی و فراموشی میشود. به بیان دیگر، اشاره به دو نوع تجربه یا حالت انسانی دارد: یکی که ارزش و قدر و منزلت را به همراه دارد و دیگری که ممکن است باعث از بین رفتن و زوال شود.
هوش مصنوعی: میآید و میرود به شکل پنهانی تا این را بفهمند که این حس و خلسهها ناشی از نواختن سازها نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
لاله مشکین دل و عقیقین طرف است
چون آتش اندر او فتاد به خف است
گل با دوهزار کبر و ناز و صلف است
زیرا که چو معشوقهٔ خواجه خلف است
زان رونق هر سماع آواز دف است
زانست که دف زخم وستم را هدف است
میگوید دف که آنکسی دست ببرد
کاین زخم پیاپی دل او را علف است
یک گربه ده و بصد « همی » منصرف است
در اصل یکیست این سخن منکشف است
از کثرت صفر اگر الف گشت هزار
الف راست بصورت و بمعنی الف است
پیکان نگار را دل ما هدف است
صد گوهر عافیت مرا در صدف است
الحق به کسی که دایمش بینی شاد
گر رحم نیاوری، حقت بر طرف است
ای تازه جوان، کمان تندت به کف است
تیرت گذرا یک سر تیر از هدف است
پر گرم متاز رخش، دوری دوریست
گر این طرف منزل، اگر آن طرف است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.