در اصل یکی بُدَست جان من و تو
پیدای من و تو و نهان من و تو
خامی باشد که گویی آن من و تو
برخاست من و تو از میان من و تو
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در اصل یکی بُدَست جان من و تو
پیدای من و تو و نهان من و تو
خامی باشد که گویی آن من و تو
برخاست من و تو از میان من و تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این رباعی به یکپارچگی وجود انسان و ارتباط عمیق میان جانها اشاره دارد. مولانا بر این باور است که ما در واقع همه یکی هستیم و تفاوتهای ظاهری ما تنها توهمی است. او از خامی انسانی سخن میگوید که گمان میکند من و تو بودن، جدایی و تفکیک را میسازد. در واقع، سرچشمهٔ وجود ما از وحدت میان خودمان است، و اختلافات ظاهری ما تنها از میان برداشتنی هستند.
هوش مصنوعی: در واقع، من و تو از یک روح هستیم، چیزی که به وضوح در وجود ما و همچنین در عمق وجود ما نهفته است.
هوش مصنوعی: این خط به نوعی به عدم وجود جدایی حقیقی بین من و تو اشاره دارد. در واقع، وقتی که به عمق رابطهها و وجود خود توجه کنیم، متوجه میشویم که فاصلههای ظاهری بین ما نمیتواند ما را از هم جدا کند. ما از یک جوهر و حقیقت مشترک برمیخیزیم و در واقع، این جدایی تنها یک توهم است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای چشم بد آمده میان من و تو
داده به کف هجر عنان من و تو
از نطق فروبست زبان من و تو
من دانم و تو درد نهان من و تو
مینشناسد کسی زبان من و تو
بیرون ز جهان است جهان من و تو
دایم چو تو بامنی و من با تو به هم
دوری ز چه افتاد میان من و تو
یک جوهر روشن است جان من و تو
آگه نشود کس ز نهان من و تو
ای دوست میان من و تو فرقی نیست
حیفیم من و تو در میان من و تو
صحبت چه شود گرم میان من و تو
آید بمیان راز نهان من و تو
بیخود شوم و، بخود چو آیم، چه شود؟!
گویی که چه رفت بر زبان من و تو؟!
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.