صاحبنظران راست تحیر پیشه
مر کوران را تفکر و اندیشه
صد شاخ خوش از غیب گل افشان بر تو
بر شاخ رضا چه میزنی تو تیشه
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
صاحبنظران راست تحیر پیشه
مر کوران را تفکر و اندیشه
صد شاخ خوش از غیب گل افشان بر تو
بر شاخ رضا چه میزنی تو تیشه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر به نقد و تحلیلگران اشاره میکند که در حیرت و تعجباند و به آنها یادآوری میکند که اندیشه و تفکر کوران فایدهای ندارد. او از شاخهای خوشگل و گلهای ناشی از غیب سخن میگوید و تأکید میکند که نباید بر شاخ رضایت الهی آسیب زد. به طور کلی، شاعر به لزوم نگرش مثبت و پذیرش نعمتها اشاره کرده است.
هوش مصنوعی: متفکران واقعی در حیرت و شگفتی هستند، ولی افرادی که نابینا هستند، توانایی فکر کردن و اندیشیدن ندارند.
هوش مصنوعی: صد شاخ خوش از غیب گل افشان بر تو بر شاخ رضا چه میزنی تو تیشه در این بیت به تصویر زیبایی از شکوفهها و گلها اشاره شده که از آسمان بر روی شاخسار درخت رضایت میریزد. گویی کسی با تیشهاش به این زیبایی و نعمتها آسیب میزند و پرسشی مطرح میشود که چرا باید این همه زیبایی را تخریب کرد. این شعاعی از تاسف و اعتراض نسبت به اعمالی است که به جای حفاظت از زیباییها، به نابودی آنها میانجامد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه
وز مرگ چه ترسی، چو درخت از تیشه
گر زانکه به ناخوشی برندت زینجا
خوش باش که رستی ز هزار اندیشه
جانیست غذای او غم و اندیشه
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
گر دل خواهی ای تن محنت پیشه
مگذار دل شکسته بی اندیشه
چون شیشه شکسته گشت پا نگذارند
دیگر نتوان ساختن از وی شیشه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.