ای عشق تُوَم انّ عذابی لشدید
ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید
شب آمد و جمله خلق را خواب ببرد
کو خواب من ای جان مگرش گرگ درید
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای عشق تُوَم انّ عذابی لشدید
ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید
شب آمد و جمله خلق را خواب ببرد
کو خواب من ای جان مگرش گرگ درید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به شدت عشق و عذاب ناشی از آن اشاره میکند و میگوید عشقش به معشوق باعث شده تا مانند یک شهید از زخمهای او رنج ببرد. در حالی که شب فرارسیده و همه در خوابند، او به دنبال خوابش میگردد و حس میکند که این خواب توسط حیوانی خطرناک و درنده مورد تهدید قرار گرفته است. این احساس تنهایی و درد ناشی از عشق در ذهن او به تصویر کشیده میشود.
هوش مصنوعی: ای عشق، تو برای من عذابی سخت و طاقتفرسا هستی. ای عاشق، من به خاطر زخمهای تو جانم را از دست میدهم.
هوش مصنوعی: شب فرا رسید و همه کسان را خواب گرفت، اما خواب من، ای جان، گویی گرگ آن را درید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یک نیم رخت «اَلَسْتُ مِنْکُمْ بِبَعید؟»
یک نیمِ دگر «اِنَّ عذابي لَشدید»
بر گرد رخت نبشته «یُحیِي وَ یُمیت»
«مَنْ ماتَ مِنَ العشق فقد ماتَ شهید»
چون قفل نشاط را شود باغ کلید
از ساعد گل برون جهد جام نبید
گردون ز بساط ابر در دامن خوید
در شاخ زمرد افگند مروارید
آهو با شیر کی تواند کوشید
جوجک با باز کی تواند پرید
صد بار بدل پند بکردم نشنید
وز خودرأیی بدو رسید آنچه رسید
این دیدهٔ بیچاره بدو در نگرید
دیدی کز دیدن او دیده چه دید
احسان خداوند به من بنده رسید
بر شاخ امید من بر و برگ دمید
والله که من از جاه تو آن خواهم دید
کآن نوع کس از خلق نه گفت و نه شنید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.