گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
رباعی شمارهٔ ۸۰۴ به خوانش فاطمه زندی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
عنصرالمعالی

هر آدمئی که حی ناطق باشد

باید که چو عذرا و چو وامق باشد

هر کو نه چنین بود منافق باشد

مردم نبود هر که نه عاشق باشد

عین‌القضات همدانی

از عشق همی هلاک عاشق باشد

معشوق اگر چند موافق باشد

او را طمعی بود هم از غایت عجز

این کار بدوبگو چه لایق باشد

اوحدالدین کرمانی

توفیق کسی را که موافق باشد

حالش همه با عشق مطابق باشد

یا رب تو مرا اگر نیم لایق عشق

در کار کسی کن تو که عاشق باشد

جویای تبریزی

‏«هر کس ز فلک به فضل فایق باشد

شاید که به بندگیش لایق باشد

بر عرش برین مبارکش باد خرام

آنکس که چو من غلام صادق باشد»‏

نشاط اصفهانی

شه نور جهان و سایه ی حق باشد

این سایه باصل خویش ملحق باشد

این زورق شاه است نمودار در آب

یا دریایی میان زورق باشد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه