هر کو بگشاده گرهی میبندد
بر حال خود و حال جهان میخندد
گویند سخن ز وصل و هجران آخر
چیزیکه جدا نگشت چون پیوندد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
هر کو بگشاده گرهی میبندد
بر حال خود و حال جهان میخندد
گویند سخن ز وصل و هجران آخر
چیزیکه جدا نگشت چون پیوندد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی مفهوم پیوند و جدایی میپردازد. نویسنده به این نتیجه میرسد که هر کسی که بتواند گرهای از مشکلات خود را بگشاید، در واقع بر آینده و حال خود میخندد. همچنین، در مورد وصل و هجران سخن گفته میشود و این نکته مطرح میشود که حقیقتی که در پیوند و ارتباط وجود دارد، هرگز جدا نمیشود. مفهوم اصلی این است که ارتباط واقعی دائمی است و هرگونه جدایی ظاهری نمیتواند آن را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که مشکلی را حل کند، در حقیقت به وضعیت خود و اوضاع جهان میافزاید و به این امر میخندد.
هوش مصنوعی: میگویند که در مورد ارتباط و جدایی، در نهایت چیزی که هیچ وقت جدا نشد، همان پیوندی است که برقرار میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر روز بتم با دگری پیوندد
با وی گوید حدیث و با وی خندد
گر من نفسی شاد زیم نپسندد
مردم دل خویش بر چنین کس بندد؟
با من چو شبی به وصل در پیوندد
ننشسته هنوز رخت بر می بندد
بنشینم و در فراق او می گریم
برخیزد و بر گریه من می خندد
هر دل که درو دُرّ معانی بندد
ایذای چنین طایفه را نپسندد
این گریهٔ صوفیان ندانی از چیست
در ماتم آن کس که برایشان خندد
شیرین سخنی در دل ما میخندد
بر خسرو شیرین سخنی میبندد
گه تند کند مرا و او رام شود
گه رام کند مرا و او میتندد
نه هر که زمانه کار او دربندد
فریاد و جزع بر آسمان پیوندد
بسیار کسا که اندرونش چون رعد
مینالد و چون برق لبش میخندد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.