من همتیم کجا بود چون من باز
عرضه نکنم به هیچکس آز و نیاز
با خویشتنم خوش است در پردهٔ راز
گه صید و گهی قید و گهی ناز و گه آز
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
من همتیم کجا بود چون من باز
عرضه نکنم به هیچکس آز و نیاز
با خویشتنم خوش است در پردهٔ راز
گه صید و گهی قید و گهی ناز و گه آز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به خود اشاره میکند و بیان میدارد که در درون خود به آرامش و رضایت دست یافته است. او در این حالت نه به خواستهها و نیازهای بیرونی توجه دارد و نه به مقایسه با دیگران. رازهای درونیاش را در خود نگه میدارد و از لحظات مختلف زندگیاش، چه صید و چه قید و ناز و آز، به عنوان تجربیات شخصی یاد میکند.
هوش مصنوعی: من مانند تو کسی را نمیشناسم که مانند من به کسی نیازی نداشته باشد و خواستهای در سر نداشته باشد.
هوش مصنوعی: با خودم در خلوت و پنهانی خوش میگذرانم؛ گاه در جستجوی چیزهایی هستم و گاه خودم را در تنگنا میگیرم؛ گاهی با ناز و محبت رفتار میکنم و گاهی هم با آز و رغبت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون کُشته ببینیام، دو لب گشته فراز
از جان تهی این قالب فرسوده به آز
بر بالینم نشین و میگوی به ناز
«کای من، تو بکشته و پشیمان شده باز»
تا روی ترا بدیدم ای شمع تراز
نی کار کنم نه روزه دارم نه نماز
چون با تو بُوَم مجاز من جمله نماز
چون بی تو بُوَم نماز من جمله مجاز
ای زاهد خودبین که نئی محرم راز
چندین به نماز و روزه خویش مناز
کارت ز نیاز می گشاید نه نماز
بازیچه بود نماز بی صدق و نیاز
آن شد که ترا رفت همی با ما ناز
وآن شد که مرا بود به روی تو نیاز
ما ناز تو و نیاز خویش، ای پُر ساز
بر سنگ زدیم و صبر کردیم آغاز
چون کشته ببینیام دو لب کرده فراز
وز جان تهی این قالب فرسوده به آز
بر بالینم نشسته می گوی بناز
کی کشته ترا من و پشیمان شده باز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.