سر مَحبت ز دل ما طلب
گنج گهر در دل دریا طلب
نقش خیالش ز دل ما بجوی
دولت وصل از در دلها طلب
بی هنر و منکر دانش مباش
مردمی از مردم دانا طلب
سر مکش از راستی قد یار
دولت و اقبال ز بالا طلب
تیرگیِ صوفیِ بیدرد بین
روشنی از درد مصفا طلب
در دو جهان یار نگنجد ز حسن
آینهٔ صورت زیبا طلب
عکس رخش در دل ناصر ببین
دلبر ما را ز دل ما طلب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به جستجوی عشق و زیبایی و حقیقت در زندگی میپردازد. شاعر از دل خود میخواهد محبت و گنجهای عمیق را بیرون بیاورد، و به دنبال وصالی که از دلها سرچشمه میگیرد، است. او به علم و دانش اشاره میکند و از مردمی دانا میطلبد. همچنین بر اهمیت راستی و حقیقت تأکید میورزد و از درد به عنوان راهی برای رسیدن به روشنی و زیبایی یاد میکند. در نهایت، شاعر از زیبایی معشوق و نقش او در دل خود سخن میگوید و او را به عنوان گنجی در دل میطلبد.
هوش مصنوعی: محبت را از دل ما بخواه، گنجهای ارزشمند را در عمق دریا جستجو کن.
هوش مصنوعی: در آرزوهای قلب ما نشانههایی از محبوبش را جستجو کن و خوشبختی وصال را از درون دلها فرامیخوان.
هوش مصنوعی: هرگز بیهنر و انکارکنندهی دانش نباش، چرا که باید از افراد عاقل و دانا بهرهمند شوی.
هوش مصنوعی: سر خود را از راستگویی برنگردان، قد و قامت یار را از فرط شکرگزاری و توجه به بالا خواستار باش.
هوش مصنوعی: انسانی که بدون درد و رنج است، در تاریکی به سر میبرد، در حالی که کسی که درد را تجربه کرده، به روشنایی و پاکی دست مییابد.
هوش مصنوعی: در این دنیا و دنیای دیگر، معشوق به زیبایی و جذابیتی دست نیافتنی است. بنابراین به جای جستجوی زیبایی ظاهری، باید به دنبال زیبایی معنوی و روحی باشیم.
هوش مصنوعی: عکس چهره محبوب ما در دل ناصر را ببین و از دل ما محبت او را بخواه.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشمه فیض از دل دانا طلب
گوهر سیراب ز دریا طلب
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.