نگه کن زده صف دو انبوه لشکر
یکی را یکی ایستاده برابر
نه آن جای این را نه این جای آن را
بگردند هردو به هردو صف اندر
به دو سوی صف دو برادر مبارز
ابا هر یکی پنج فرزند در خور
رسولی شغب کو میان دو صفشان
دوان زین برادر سوی آن برادر
رسولی که پیغام او از پس او
همی ماند اندر میان دو لشکر
کنند آتشی هر دو لشکر ولیکن
همه روی بر روی بنهند یکسر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، دو لشکر بزرگ به صف ایستادهاند و در مقابل یکدیگر قرار دارند. دو برادر به همراه فرزندانشان در خط مقدم مبارزه قرار دارند و هر یک به فکر نبرد با دیگری هستند. در این میان، یک پیامآور به نام "رسولی" به عنوان میانجی در بین دو لشکر حرکت میکند و پیغامهایی را بین آنها منتقل میکند. در حالی که هر دو طرف آماده درگیری هستند، تمایل دارند که با هم به جنگ بپردازند، اما هیچیک از طرفین به همدیگر حمله نمیکنند و به نظر میرسد که در انتظار یک علامت یا دلیلی برای آغاز نبرد هستند.
هوش مصنوعی: نگاه کن که دو گروه از لشکریان به هم نزدیک شدهاند، یکی از آنها در مقابل دیگری ایستاده است.
هوش مصنوعی: نمیتوانند جای خود را با هم عوض کنند و هر کدام در جایی که باید باشد، قرار گیرند. هر دو باید در صفی مشخص و مناسب خود قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: در این متن، دو برادر که هر کدام دارای پنج فرزند هستند، به صفی ایستادهاند و آمادهی مبارزه هستند.
هوش مصنوعی: یک پیامبری در میان دو گروه میدود و به سمت برادرش میرود.
هوش مصنوعی: پیامبری که پیامش حتی بعد از رفتنش هم در میان دو گروه میماند و تأثیرش را به جا میگذارد.
هوش مصنوعی: هر دو لشکر آتش میزنند، اما همه سربازان روی به سوی دشمن میکنند و آماده نبرد میشوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی را که باشد به دل مهر حیدر
شود سرخ رو در دو گیتی به آور
ایا سرو بن، در تک و پوی آنم
که فرغند آسا بپیچم به تو بر
چه چیزست رخساره و زلف دلبر
گل مشگبوی و شب روز پرور
گل اندر شده زیر نورُسته سنبل
شب اندر شده زیر خورشید انور
همانا که خورشید رنگ لبش را
[...]
بفرخنده فال و بفرخنده اختر
به نو باغ بنشست شاه مظفر
بروز مبارک، ببخت همایون
به عزم موافق، به رای منور
بباغی خرامید خسرو که او را
[...]
قوی قلعه او که خاکش به پاکی
چو قلعی ولیکن از او عاجز آذر
پر از زرکانی و تیغ یمانی
پر از شیر جنگی و ببر دلاور
ز ماهی فروترش بنیاد لیکن
[...]
یکی خانه کردند بس خوب و دلبر
درو همچنو خانه بیحد و بیمر
به خانهٔ مهین درنشاندند جفتان
به یک جا دو خواهر زن و دو برادر
دو زن خفتهاند و دو مرد ایستاده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.