زندگانی نفس ناطقه اندر شناخت توحید است بی تشبیه و تعطیل و صورت او بر گونه صورت عالم علویست ، و نفس ناطقه چون به صورت همچون عالم علوی شود و هم گوهر آن عالم گردد و آن شناختن حروف علوی و حدود جسمانی باشد و متابع شدن مر ایشان را و ولایت داشتن مر هر یکی را بر اندازه حقوقمندی او نه بیشتر و نه کمتر . و دلیل بر درستی این دعوی از عیار عالم آنست که افلاک گردان است بر نطفه های خلق که هر یکی از آن مردمی است اندر حد قوت تا بدان گشتن قوتهای خویش را بدان نطفها رسانند و صورت ازو پدید آرد و بجنباندش تا بیرون آردش بر صورت خویش . همچنین تایید از حدود علوی و تعلیم از حدود سفلی بگذرد بر نفسهای ناطقه که آن فریشنگانند اندر حد قوت ، تا بدان تایید و تعلیم مران نفسها را بجنبانند ، جنباندنی علمی ، تا بیرون آرند حس بر صورت خویش ، و چون نفس ناطقه به صورت روحانیون گشت به نعیم آخرتی رسید ، همچنانک نطفه به صورت این عالم گشت به نعیم دنیایی رسید . و عادت افلاک اندر نطفهای جسمانی آن است که او را به صورت خویش بیرون آرد و جنبنده گرداند و باز چندان بگرد او بگردد ، تا پس از آن جنبش بمرگی بیارامد . پس همچنین است عادت حدود خدای اندر نفسهای ناطقه که آن نطفهای روحانیست که بگرد او بگردد تا زنده کندش به معرفت توحید و مرده گرداندش از شهوات .



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ ارتباط میان نفس ناطقه و توحید است. ناصرخسرو توضیح میدهد که زندگی واقعی در شناخت توحید نهفته است و این شناخت نیازمند تشبیه یا تعطیل نیست. او بر این باور است که نفس ناطقه به مانند عالم علوی قابلیتهای خود را شناسایی کرده و به طریق معرفت الهی و تعلیم ارتقا مییابد. همانطور که نطفهها با تحول به صورت جسمانی رسیده و زندگی دنیایی را تجربه میکنند، نفسهای ناطقه نیز با شناخت و علم به معرفت توحید میرسند و از شهوات دور میشوند. در نهایت، به زندگی آخرتی و نعمتهای آن دست پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: زندگی انسان از طریق شناخت توحید شکل میگیرد، بدون تشبیه و تعطیل. صورت انسان مانند جهانی است که در عالم بالا وجود دارد. زمانی که نفس انسان به صورت این عالم تبدیل میشود و به جوهر آن عالم نزدیک میشود، شناختی از حروف و حدود جسمانی پیدا میکند و باید تابع آنها باشد. هر یک از این حالات حقوق خاص خود را دارند که نباید از آنها بیشتر یا کمتر گردد. دلیل این گفته از وضعیت عالم است که افلاک بر روی نطفههای موجودات زنده میچرخند. هر یک از انسانها در حد قوت خود باید قوتهایشان را به نطفههایشان برسانند تا شکل بگیرند و به وجود آیند. همچنین تأثیرات از عالم بالا و آموزش از عالم پایین بر نفسهای انسانی که در حال رشد هستند، وجود دارد تا آنها را به حرکت درآورند و باعث شوند تا حسهایشان را به ظهور برسانند. وقتی نفس انسانی به شکل روحانی دست یابد، به نعمتهای آخرت دست پیدا میکند، همانطور که نطفه با ورود به این دنیا به نعمتهای دنیوی میرسد. عادت افلاک در نطفههای جسمانی اینست که آنها را به صورت خودشان درآورده و به حرکت درمیآورند تا بعد از مدتی به حالت مرگ برسند. به همین ترتیب، حدود الهی نیز بر نفسهای انسانی تأثیر دارند و این نفسهای روحانی به دور او میچرخند تا با معرفت توحید زنده شوند و از شهوات دوری گزینند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.