جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیست
پر طاوس بحسن خط رخسار تو نیست
شکری نیست که در خنده شیرین توئی
نمکی نیست که در لهجه گفتار تو نیست
همه افسوس بدلدادن من دارد و من
دارم افسوس بر آندل که گرفتار تو نیست
گر بگویم که من از مهر تو برخواهم گشت
در و دیوار بگویند که اینکار تو نیست
جان فدای تو که با جوهر حسنی که تراست
خودفروشی است متاعی که ببازار تو نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و رفتار و چهرهاش را ستایش میکند. او بیان میکند که هیچ کس و هیچ چیز به اندازهی خنده و لهجهی او شیرین نیست و افسوس میخورد که دیگران در عشق به او ناکام ماندهاند. شاعر همچنین از این موضوع مینالد که اگر قرار باشد از عشق او برگردد، همه در و دیوار به او میخندند و نهایتاً بیان میکند که عشق به معشوقش، قیمتیتر از هر متاعی در بازار است.
هوش مصنوعی: جنبش کبک زیبایی خاصی ندارد که با رفتار تو قابل مقایسه باشد و پر طاووس هم به زیبایی چهره تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: در لبخند شیرین تو هیچ چیز بدوی وجود ندارد و در کلام تو هیچ تلخیای حس نمیشود.
هوش مصنوعی: همه از من افسوس میخورند و من هم افسوس میخورم که آن کسی که به تو گرفتار نیست.
هوش مصنوعی: اگر بگویم که از عشق و محبت تو دست میکشم، حتی دیوارها نیز خواهند گفت که این کار شایستهی تو نیست.
هوش مصنوعی: جانم فدای تو، زیرا زیبایی و حسن تو آنقدر خاص و ارزشمند است که فروش آن در بازار عشق بیمعنا و بیارزش به نظر میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در جهان دلشدهای نیست که غمخوار تو نیست
هیچ دل نیست که او شیفته در کار تو نیست
در همه روی زمین زندهدلی نتوان یافت
که به جان مردهٔ آن نرگس خونخوار تو نیست
تا به خوبی چو مه و مشتری آمد رویت
[...]
کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست
سرو زیبا و به زیبایی بالای تو نه
شهد شیرین و به شیرینی گفتار تو نیست
خود که باشد که تو را بیند و عاشق نشود؟
[...]
کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست
کو کسی کو بدل و دیده خریدار تو نیست
دور کن پرده زرخسار و رقیب از پهلو
که مرا طاقت نادیدن دیدار تو نیست
در تو حیرانم وآنکس که ندانست ترا
[...]
کس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست
هیچ بازار چنین گرم چو بازار تو نیست
کیست ای مویند درزی که هوا دار تو نیست
هیچ بازار چنین گرم چه بازار تونیست
یلمه صوف مشو بسته بند والا
[...]
یک نکوروی ندیدم که گرفتار تو نیست
نیست در مصر عزیزی که خریدار تو نیست
می بری دل ز کف شیر شکاران جهان
شیر را حوصله چشم جگردار تو نیست
لاله ای را نتوان یافت درین سبز چمن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.