اگر دست واگیری از کارِ من
نماند زمن جز من ای یارِ من
مگر هم تو رحمت کنی ورنه پس
چه خیزد ز گفتار و کردارِ من
سرم را به دستِ عنایت بپوش
مگر از عدم برکشی خارِ من
اگر گردِ عالم بگردانی اَم
به جز کویِ تو نیست هنجارِ من
تو بیرون بر از من مرا زآن که نیست
سفر کردن از خویشتن کارِ من
به جز روی تو نیست محرابِ دل
به جز نامِ تو نیست تکرار من
مکن سرگرانی که تدبیر نیست
به بازویِ عقل سبکسار من
نه آخر نزاریِ زارِ توم
ببخشای بر ناله ی زارِ من
به چشمانِ مستت که با غمزگان
بگو تا نجویند آزارِ من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساس وابستگی عمیق خود به معشوق میپردازد. او از یار میخواهد که حتی اگر از او دست بکشد، او یکسره در غم و فراق باقی خواهد ماند. شاعر بر این باور است که تنها رحمت و عنایت یار میتواند او را از درد و ناامیدی نجات دهد. او عشق به معشوق را محور وجود خود میداند و هیچچیز دیگری نمیتواند جایگزین آن شود. در نهایت، او از یار میخواهد که او را از آزار دیگران برهاند و بر عدم توجه به احوالش تاکید میکند.
هوش مصنوعی: اگر کمک و همراهیات را از من بگیری، دیگر کسی جز خودم برایم نمیماند، ای یار من.
هوش مصنوعی: اگر تو به من رحم نکنی، پس از گفتهها و کارهایم چه نتیجهای حاصل خواهد شد؟
هوش مصنوعی: سرم را زیر سایه لطف و رحمت تو قرار بده تا از وجودم چیزی نیفتد و در حالت نبود به بیحالی دچار نشوم.
هوش مصنوعی: اگر به هر نقطه از دنیا سفر کنی، من جز در راه تو نمیتوانم به جایی بروم.
هوش مصنوعی: تو از من دور هستی، چون نمیتوانی از خودت دور شوی و سفر کنی.
هوش مصنوعی: جز چهره تو هیچ کس در دل من جایگاهی ندارد و جز نام تو هیچ چیز دیگر وجودم را پر نمیکند.
هوش مصنوعی: نمیتوانی در پی خوشگذرانی باشی چون تدبیر و اندیشهام ضعیف است.
هوش مصنوعی: نزار، در حالتی که غمگین و پریشان هستی، از نالهی من و زاریام چشمپوشی کن و مرا ببخش.
هوش مصنوعی: به چشمان زیبا و سرمستت بگو که با ناز و چشمان نازک خود، دیگر به دنبال آزار و آزار دادن من نباشند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به یزدان همیگفت زنهار من
سپردم ترا ای جهاندار من
کجا رفتی ای دل گسل یار من
مگر سیر گشتی ز دیدار من
نجستم بتا هرگز آزار تو
چرا جستی ای دوست آزار من
چگونست بی من بتا کار تو
[...]
ره من همینست و گفتار من
ولیکن جزاینست دیدار من
نکوش اندر این بحر از آزار من
مشو بار من چون نیی یار من
که از دست این زابلی کار من
سراسر تباهست کردار من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.