ماه من ای سرو سیم اندام من
از دهانت کی برآید کام من
رحم کن ای زندگانی رحم کن
بر دل بی صبر بی آرام من
تا به شیرینی برآمد نام تو
تلخ شد فرهاد وار ایام من
هر چه دیدم سرو قدت می فتد
لرزه هم چون بید بر اندام من
بت پرستی گرچه در اسلام نیست
شهره شد در بت پرستی نام من
عضو عضو یار من هریک بتیست
وای من بر من زین همه اصنام من
من اگر چه صید او گشتم ولیک
او عجب مرغیست اندر دام من
گو مباش از ملک صبحم تا به شام
روی و موی اوست صبح و شام من
قبله ی جان نزاری روی اوست
من خم عشاقم و او جام من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از محبوبش با عشق و شوق یاد میکند و او را همانند ماهی زیبا و سرو سیم اندام توصیف مینماید. او به شدت تحت تأثیر زیبایی محبوبش است و زندگیاش را به خاطر دوری از او تلخ میداند. شاعر به احساسات خود اعتراف میکند و میگوید که همه اعضای وجودش به محبت او تعلق دارند. رغم اینکه در دین اسلام بتپرستی ناپسند است، اما او به شدت تحت تأثیر زیبایی و جذابیت محبوبش قرار دارد. او به محبوب میگوید که زندگیاش روشناییاش را از او میگیرد و او قبلهی جانش است.
هوش مصنوعی: ای ماه من، ای درخت سروی با زیبایی خوشفرم، از صحبتها و لبهای تو چه زمانی کام و لذتم برآورده خواهد شد؟
هوش مصنوعی: ای زندگی، بر دل بیصبر و ناآرامم رحم کن و به حالتم توجه کن.
هوش مصنوعی: وقتی نام تو با شیرینی به زبان آمد، ایام من مانند فرهاد، تلخ و دردناک شد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از قامت زیبای تو میبینم، مرا به لرزه میاندازد، مانند بید که در برابر باد تکان میخورد.
هوش مصنوعی: پاسداری از بتپرستی در دین اسلام نیست، اما با این حال، نام من در این زمینه معروف شده است.
هوش مصنوعی: هر یک از اعضای یار من به نوعی زیبایی خاص خود را دارد و من به خاطر وجود این همه زیبایی در اطرافم دچار حسرت و شگفتی شدهام.
هوش مصنوعی: نمیتوان انکار کرد که من به دام او افتادهام، اما او موجودی شگفتانگیز و زیباست که در دام من گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: از صبح تا شام، وجود من به زیبایی و زندگی او وابسته است. من بدون او، نه صبح دارم و نه شام.
هوش مصنوعی: هدف و مقصود دل من در عشق، تنها اوست. من تسلیم عشق هستم و او مانند جامی است که روحم را سیراب میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پس بود آنجا و اینجا کام من
سوخته یا کشتهای او نام من
تا احب لله آید نام من
تا که ابغض لله آید کام من
گاه، غافل گردد از اطعام من
وز تغافل، تلخ گردد کام من
در خور جامی نیامد کام من
لایق سنگی نشد هم جام من
هرچه خواهی زهر کن در جام من
زهر تو حلوا بود در کام من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.