ای عشق تو از بدو کن در جان من
چشمی فکن بر دیده ی گریان من
یک دم قدم بهر عیادت رنجه کن
شوری برآر از کلبه ی احزان من
تا مرده ای زنده کند احسان تو
یا روضه ای دیگر شود زندان من
در خون جانم بی گنه رفتن که چه
زنهار قصد جان مکن ای جان من
بدنامیی باشد که عاشق می کشی
بشنو نصیحت از من ای جانان من
از تو نمی دارم دریغ این نیم جان
زیرا که هم درد تو شد درمان من
هرچ آن نماید با تو از من آن تویی
با من همان گو هیچ دیگر زآن من
جانا به جانت کز پی جور و جفا
بی موجبی بر هم مزن پیمان من
باشد که بر من عاقبت رحم آوری
خشمت نگردد موجب خذلان من
بر لفظت ار نام نزاری بگذرد
دشواری هجران شود آسان من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، با نالهای عاشقانه از معشوق میخواهد که به حال و روز او توجه کند و با آمدن و یاریاش، زخمهای دلش را التیام بخشد. او ابراز میکند که عشق او همچون عذابی است که زندگیاش را به زحمت انداخته و از محبوبش تقاضا میکند که در زمان سختیها، او را تنها نگذارد. با وجود درد و مصیبت، شاعر به محبوب اطمینان میدهد که تمام وجودش در خدمت عشق اوست و از او میخواهد که از خشونت و جفا دوری کند و به او رحم کند. در پایان، او نظرش را بر این میگذارد که محبتهای معشوق میتواند مرهمی بر غمهای او باشد و عشق را تسکیندهنده میداند.
هوش مصنوعی: ای عشق، از همان آغاز وجودم، در دل من نفوذ کن و نگاهی به چشمهای گریانم بینداز.
هوش مصنوعی: کمی برای دیدن من زحمت بکش و خوشحالی را از خانه غمهای من بیرون بیاور.
هوش مصنوعی: احسان تو میتواند به مانند یک معجزه، کسی را که مرده است دوباره زنده کند، یا اینکه سخنانی دیگری باعث شود که ذهن من از محبتی که در زمان حیات داشتم آزاد شود و به روزهایی که در زندان احساساتم گذراندهام فکر نکنم.
هوش مصنوعی: جانم بیگناه در حال خونریزی است و تو ای جان من، ما را بیدلیل آزار نده.
هوش مصنوعی: عزیزم، به تو هشدار میدهم که اگر در عشق خود به کسی که بدنام است افتادهای، باید مراقب باشی.
هوش مصنوعی: من نسبت به تو احساس افسوس و ندامت ندارم، حتی اگر جانم نیمهجان باشد، چرا که درد تو برای من مایهی آرامش و درمان است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که او با تو انجام میدهد، از جانب من نیز همان است. تو همانی که با من هستی و هیچ چیز دیگری جز این نیست.
هوش مصنوعی: عزیزم، خواهش میکنم که به دلایل بیدلیل و بیسبب، از شکستن پیمان ما پرهیز کنی.
هوش مصنوعی: امیدوارم در نهایت بر من رحم کنی و عصبانیتت باعث سقوط و ناامیدی من نشود.
هوش مصنوعی: اگر بر کلامت نامی از نزار بگذارند، سختی جدایی راحت میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای فخر من سلطان من سلطان من
فرمان ده و خاقان من خاقان من
چون سوی من میلی کنی میلی کنی
روشن شود چشمان من چشمان من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.