ماییم و جانی بر دهان از جور هجران آمده
نی سهو گفتم جان به لب بر بوی جانان آمده
در انتظار وصل شد ده روزه ایّامِ بقا
مقصود کی حاصل شود عمری به پایان آمده
طاقت ندارم بیش ازین درد فراق دوستان
مِن بعد چون پنهان کنم دردی به درمان آمده
ای باد بگذر یک شبی بر روضهٔ جانان من
تا بر زمین خلدی دگر بینی زرضوان آمده
در روضه ماهی حور وش کز عکسِ نورِ رویِ او
هر روز بر بام فلک خورشید تابان آمده
بی تو چنان زارم که گر بیند رقیبت بر درم
گوید نزاری نیست این شخصیست بیجان آمده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و اندوه ناشی از جدایی و هجران محبوب سخن میگوید. او در انتظار وصل محبوب است و به شدت از فراق دوستانشان رنج میبرد. ناتوانی در تحمل فراق و تکرار حسرت و آروزهایش باعث شده است که به حالت زاری و فغان برسد. شاعر آرزو میکند که بادی بر روضه محبوبش بوزد تا زادگاه خوشی و سرور را دوباره ببیند. در نهایت، او به درجهای از زاری و بیپناهی میرسد که تصور رقیب او را نیز به تحیر میاندازد.
هوش مصنوعی: ما در حالتی هستیم که زندگیمان در خطر است به خاطر ناراحتی ناشی از دوری محبوب. به نوعی سهواً بیان کردهام که جانم به لب رسیده و به خاطر عطر محبوب به این حال افتادهام.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وضعیت دشوار عاشقانهای اشاره میکند که در آن با گذشت زمان، انتظار برای وصال محبوب به طرز عذابآوری طولانی شده است. شاعر میگوید که روزها به کندی میگذرد و به این فکر میکند که آیا هرگز به هدف نهایی خود، یعنی وصال، خواهد رسید یا نه؛ در حالی که عمرش در حال سپری شدن است. این احساس یأس و ناامیدی ناشی از گذر زمان و نرسیدن به آرزوهایش را به وضوح بیان میکند.
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم بیشتر از این درد جدایی دوستان را تحمل کنم. بعد از این، چگونه میتوانم دردی را پنهان کنم که به درمان رسیده است؟
هوش مصنوعی: ای باد، شبهنگامی از کنار باغ محبوب من بگذر تا ببینی که در زمین، چگونه بهشتی دیگر از رضوان به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: در باغی که ماهی با زیبایی مثل حور دارد، تصویری از نور چهرهاش هر روز بر فراز آسمان، مانند خورشید درخشان میتابد.
هوش مصنوعی: من بدون تو تا حدی دلم گرفته و حال و روزم بد است که اگر رقیبت مرا در حال بیحالی ببیند، به او خواهد گفت که این شخص هیچ نشانی از زندگی ندارد و انگار مرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من آفتاب وحدتم تابان بانسان آمده
من نور اسم اعظمم، پیش از تن و جان آمده
من شاهباز حضرتم، عنقای قاف قربتم
بی شک همای دولتم، اینجا بطیران آمده
هم نور سبحانی منم، هم گوهر کانی منم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.