غلام ساقیِ خویشم که از شرابِ شبانه
ز بامداد کند چشمة حیات روانه
به جمع کردنِ اصحاب قاصدی بفرستد
چنان که عذر کسی نشنود به هیچ بهانه
حریف را که کند کاهلی سزا بدهندش
به زور موی کشانش برون برند ز خانه
اگرچه هر که به عنفش بری به حلقه ی مجلس
یقین که نیست حریفانه بل بود خرفانه
وگرنه زندهدل از یرتِ صبحگاه به تعجیل
به باغ خنب دواند الاغ ایلچیانه
غرض فزونیِ شوق و محبت است زیاده
نه لهو و هزل نه آوازِ چنگ و بانگ چغانه
چو باد میگذراند زمانه کشتی عمرت
وزین محیط به یک حمله میبرد به کرانه
میان قلزم دنیا بماندهای متحیر
بکوش تا به سلامت برون شوی ز میانه
دلا مکن به ملاقاتِ دوست هیچ توقع
هنوز ناشده از خویشتن به دوست یگانه
ز خویشتن به درآ تا به خانه دوست درآید
دویی نشانه ی کثرت بود مباش نشانه
مپیچ روی ز وحدت مکن تتّبع کثرت
فسونِ عشق ز خود دفع میکنی به فسانه
مباش الاّ فرزند نقدِ وقت عزیزا
قبول کن ز نزاری نصیحتی پدرانه
چو روزگار سر آمد چه پادشا چه گدا را
به یک نفس که برآرد زمان نداد زمانه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به پاسداشت دوستی و محبت میپردازد و تاکید میکند که شکرگزاری و برقراری رابطه با دوستان باید بدون هیچ توقعی باشد. از طرفی، او به تفکر درباره گذر عمر و چگونگی عبور از موانع زندگی اشاره میکند و به خوانندگان میآموزد که در این گذر، به وحدت و ارتباط با معشوق بپردازند و از خودپرستی بپرهیزند. در پایان، شاعر به ناپایداری دنیا و اینکه افراد باید در زمانهای که برهمه میگذرد، هوشیار باشند، اشاره میکند و نصیحتی پدرانه را به خواننده ارائه میدهد.
هوش مصنوعی: من خدمتگزار ساقی خودم که با شراب شبانه، صبح را به من زندگی دوباره میبخشید.
هوش مصنوعی: او پیامبری به دوستان و یاران خود میفرستد که هیچ عذری را نپذیرد و از هیچ بهانهای برای دعوت آنها بازنگردد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در کارش کسالت و تنبلی نشان دهد، باید مجازات شود و او را به زور از خانهاش بیرون بکشند.
هوش مصنوعی: هرچند کسی که به زور و اجبار به مجلس بیفتد، قطعاً نمیتواند در آنجا شریک و هملحن باشد، بلکه به نوعی وضعیتش بیمعنا و خندهآور خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر زندهدل، صبح زود به شتاب به باغ خنب نرود، مانند الاغی است که در نقش فرستادهای از ایل میدود.
هوش مصنوعی: هدف از عشق و علاقه بیشتر، افزایش شوق و محبت است و نه بازی و بیمزهگی، نه نواختن ساز و نه سر و صدای اوازخوانی.
هوش مصنوعی: زمانه مانند بادی میگذرد و عمر تو را همچون کشتیای به پیش میبرد و با یک تحریک، تو را به سواحل نامعلوم میرساند.
هوش مصنوعی: در میان دریای وسیع و پر از مشکلات زندگی، گیج و بلاتکلیف ماندهای. تلاش کن که به سلامت و بدون آسیب از این وضعیت خارج شوی.
هوش مصنوعی: ای دل، برای دیدن دوست هیچ امیدی نداشته باش، هنوز چیزی از خودت به او ندادهای.
هوش مصنوعی: از خودت خارج شو تا به خانه دوست راه یابی. دوگانگی نشانهی کثرت است، پس دوگانگی را ترک کن.
هوش مصنوعی: از دنیای تفرقه دور شو و به وحدت بپرداز. دنبال کردن کثرت تنها شما را از اصل عشق دور میکند و با این کار، خود را از زیبایی عشق محروم میسازی.
هوش مصنوعی: ای عزیز، به هیچ وجه نگذار که در دام وقت و زمان گرفتار شوی. نصیحتی پدرانه را که از تجربهای گرانبها نشأت میگیرد، بپذیر و به آن توجه کن.
هوش مصنوعی: زمانی که روزگار به پایان برسد، چه پادشاه باشد و چه گدا، همه در یک لحظه با هم برابر میشوند و هیچ کس نمیتواند از زمان بگریزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.