نگاه میکنم از هر چه آفرید خدای
مرا سه چیز خوش آمد درین بهشت سرای
یکی سماع و دوم باده و سیم شاهد
که اختیار همین هر سه کرد عالی رای
نه هم چو زمزمهی مطرب است شوقانگیز
اگرچه سحر کند عندلیبِ زهرهسرای
نه همچو آبِ رزان مونس است و غمپرداز
اگرچه آب روان نیز هست جانافزای
نه چون زمرّد سبزست بر عذارِ چو سیم
اگرچه سبزه بود دلفریب و طبع گشای
چو زلفِ یار نباشد بهار، عنبر بوی
چو رویِ دوست نباشد فلک جهانآرای
که را تفرّج باغ است و بوستان رغبت
که من ز دوست ندارم به خویشتن پروای
برو چو نای مپیمای باد بر سر خاک
به پای چنگ به پیمانه باده میپیمای
چرا چو آب برآرد ز روی آینه زنگ
ز سینه آب عنب صیقلیست زنگزدای
جهان بخورد نزاری به نیم کاسه سفال
به جام خویش بیا گو جم و جهان بنمای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای طبیعی و لذتهای زندگی اشاره میکند و از سه چیز که برایش مهم و خوشایند هستند، یعنی سماع، باده و سیمای یار، یاد میکند. او بر این باور است که این لذتها به تنهایی میتوانند در بهشت زندگی معنایی عمیق داشته باشند. همچنین، شاعر تأکید میکند که حتی زیباییهای دیگر چون شکوفهها و آبها، در نبود عشق و محبت یار، معنا و جذابیتی نخواهند داشت. در نهایت، او با نوعی شیفتگی به زندگی و جهان اقرار میکند که وقتی عشق در زندگی وجود نداشته باشد، هیچ چیز دیگر معنای خاصی ندارد و تمام زیباییها به سادگی در دل عاشق کمرنگ میشوند.
هوش مصنوعی: من به هر چیزی که خداوند آفرید نگاه میکنم و سه چیز در این بهشت برای من خوشایند است.
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از سه چیز ارزشمند است که هر یک به نوعی لذت و سرور را به همراه دارند: یکی سماع که به معنای رقص و حالت شادیآور است، دیگری باده که اشاره به نوشیدنی و خوشی میکند، و سومین چیز سیم شاهد که به زیبایی و جذابیت اشاره دارد. این جمله به خوبی نشان میدهد که فرد با نیت و اراده خود این سه عنصر را برگزیده و از آنها لذت میبرد.
هوش مصنوعی: شوق و اشتیاق مانند صدای دلنشین موسیقی نیست، هرچند که بلبل در باغی زیبا میتواند به طرز جادویی بخواند.
هوش مصنوعی: دوست و همراهی مانند آب زلال نیست که همواره آرامبخش و تسکیندهنده باشد، هرچند که آب صاف و زنده است و میتواند جان انسان را تازه کند.
هوش مصنوعی: بر چهرهاش مانند زمرّد سبز نیست، هرچند که سبز بودنش جذاب و دلنشین است و به دل مینشیند.
هوش مصنوعی: اگر زلف محبوب نباشد، بهار هم معنایی ندارد. اگر بوی خوش عطر مانند روی دوست نباشد، آسمان و دنیا هم زیبا نیستند.
هوش مصنوعی: کسی که به تماشای باغ و بوستان میپردازد و از آن لذت میبرد، من برای دوست خود اهمیتی به خودم نمیدهم.
هوش مصنوعی: به آرامی و با دقت حرکت کن، مانند نای که در برابر باد قرار دارد. در کنار زمین، از چنگ نوازنده لذت ببر و روی لذت نوشیدن باده تمرکز کن.
هوش مصنوعی: چرا زنگ روی آینه با آب پاک میشود در حالی که آب انگور صاف و زلال است و زنگ را از بین میبرد؟
هوش مصنوعی: دنیا را به خوبی از نِزاری (سرد و دلگیر) بپذیر و با یک کاسه سفالی، در دل خود با شراب محبت، به جمع و جهان بپرداز. بیا و با هم به تماشای زیباییهای زندگی بنشینیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپید برف برآمد به کوهسار سیاه
و چون درونه شد آن سرو بوستان آرای
و آن کجا بگوارید ناگوار شدهست
و آن کجا نگزایست گشت زود گزای
چو آفرید بتا روی تو ز دوده خدای
مجوی فتنه و روی ز دوده را مزدای
بعارض تو آن گرد مشک سوده بسست
بچشم سرمه مکن ، خلق را بلا منمای
بلای تافته جعدت بسست بر دل خلق
[...]
همی سراید چنگ آن نگار چنگسرای
نبید باید و خالی ز گفتگوی سرای
غذای روح سماعست و آن شخص نبید
خوشا نبید کهن با سماع طبع گشای
نبید تلخ و سماع حزین و روی نکو
[...]
دلم بدیگر جای و تنم بدیگر جای
تنم بغربت و دل با تو مانده اندر وای
بلای تن ز دلم هست کاشکی همه سال
تنم بنزد تو بودی و دل بدیگر جای
دعا کنم بخدای جهان همه شب و روز
[...]
به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم
نبود خواهم ساکن دو روز در یک جای
دو پای دارم چار دگر بباید از آنک
به هفت کشور نتوان رسید بیشش پای
چنان زندگانی کن ای نیک رای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.