با ما به وفا یک قدم ای یار نرفتی
صد بار زبان دادی و یک بار نرفتی
یک روز هوایِ منِ مظلوم نکردی
یک شب به مراد ِ منِ بیدار نرفتی
عشاق بگویند و چو سوسن سخن آرند
در خونِ که زان نرگس ِ بیمار نرفتی
صد بار برفتی به سرِ کشته ی هجران
یک بار دگر بگذر و انگار نرفتی
تا بیش دگر گل نزند لافِ لطافت
هرگز به تفرج سوی ِ گل زار نرفتی
در قاعده ی جور و جفا هیچ خلل نیست
نیک است که باری ز سرِ کار نرفتی
قدرِ حرمِ عشق ز من پرس تو زیرا
در بادیه پای آبله در خار نرفتی
نام تو به بد عهدی اگر چند برنجی
زان رفت که با هیچ وفادار نرفتی
در بادیه ی عشق سراسیمه نزاری
ز آنی که به ترتیب و به هنجار نرفتی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به یاری خود و وفای محبوبش دعوت میکند و از بیوفایی و عدم پاسخگویی او گلهمند است. او به یاد میآورد که محبوب هرگز به فراخوانش پاسخی مثبت نداده و در عوض، به بیتوجهی و بیوفایی خود ادامه داده است. شاعر با اشاره به رنج و هجرانی که متحمل شده، از محبوب میخواهد که دست کم یک بار هم که شده، به او توجه کند و به خواستههایش پاسخ دهد. در نهایت، نزار به حالت ناامیدی و سرگشتگی خود در عشق اشاره میکند و از اینکه محبوب هرگز قدمی به سوی او برنداشته، شکایت دارد.
هوش مصنوعی: ای یار، تو هیچگاه با ما به وفا قدمی برنداشتی، اگرچه صد بار به من وعده دادی، اما حتی یک بار هم به عهد خود وفا نکردی.
هوش مصنوعی: تو هیچ وقت به حال من که مظلوم بودم توجه نکردی و هرگز شب را به خاطر آرزوهایم بیدار نماندی.
هوش مصنوعی: عاشقان سخن میگویند و از زیبایی به مانند گل نرگس صحبت میکنند، اما تو چرا از درد و رنج دلتنگیهای خود بیرون نرفتی؟
هوش مصنوعی: بارها به عشق دوری رفتهای، یک بار دیگر بیا و انگار که هرگز نرفتهای.
هوش مصنوعی: به زودی دیگر گل نمیروید، هرگز در جستجوی زیبایی و لطافت به سمت مزرعه گل نرفتی.
هوش مصنوعی: در اصول ظلم و ستم هیچ نقصی وجود ندارد، خوب است که تو از این شرایط به دوری.
هوش مصنوعی: عشق و محبت ارزشی دارد که تنها از تجربهی عمیق و واقعی درک میشود. تو باید دربارهی ارزش این عشق بپرسید، چرا که من در مسیری پرخطر و دشوار پیش رفتم که دیگران جرأت نکردند.
هوش مصنوعی: اگرچه نام تو به بی وفایی مشهور شده، این به خاطر آن است که هرگز با هیچ کسی به صداقت و وفاداری رفتار نکردی.
هوش مصنوعی: در دل بیابان عشق، ناامید و پریشان هستی، به خاطر اینکه به روش و قاعدهای که باید، قدم نگذاشتی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.