عشق را ختم است بر عالم سری
عشق را لایق نباشد سروری
پادشا عشق است و لازم میشود
پارسا و رند را فرمانبری
بل که سلطانانِ عالم عشق را
بندگیها میکنند از چاکری
در بیان ِعاشق و معشوق و عشق
سحر میپردازم اینک ساحری
فارغم حاشا که گویم مدحِ خلق
زشت باشد گر کند عیسی خری
مستِ لایعقل چه جوید زیرکی
مرد بیحاصل چه داند شاعری
من سخنْسوزم سخنْگو نیستم
بت شکستن دیگرست از بتگری
گرچه قنبر حیدری باشد و لیک
عنتری کردن نباشد حیدری
عشق میخواهی نزاری را طلب
مدح میجویی بخواه از انوری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و مقام آن در عالم و انسانهاست. شاعر عشق را به عنوان پادشاهی معرفی میکند که بر همه چیز تسلط دارد و حتی سروران و پادشاهان دنیا هم در زندگی خود به بندگی عشق مشغولند. او به نقش و جایگاه عاشق و معشوق اشاره میکند و میگوید نباید به مدح دیگران پرداخت، زیرا این کار ناپسند است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق راستین باید مورد توجه و خواسته باشد و به انتقاد از آثار دیگران میپردازد.
هوش مصنوعی: عشق دارای پایان و رازی است و کسی که لایق عشق نیست، نمیتواند بر آن تسلط یا سروری داشته باشد.
هوش مصنوعی: عشق مانند یک پادشاه است و همه، چه افراد پارسا و چه رند (بازیگران و عیاشها)، ناگزیر از اطاعت از آن هستند.
هوش مصنوعی: سلطانان جهان در عشق، به خدمتگزاری مشغول هستند و در حقیقت، خود را در مقام بندهای مییابند.
هوش مصنوعی: در حال حاضر به بیان احساسات و روابط عاشقانه میپردازم و همچون یک ساحر، جادوگری میکنم.
هوش مصنوعی: من هرگز نمیتوانم بگویم که ستایش از انسانهای زشت نادرست است، حتی اگر عیسی هم کار ناپسندی انجام دهد.
هوش مصنوعی: مستی که نه عقل درستی دارد، چگونه میتواند به دنبال هوشیاری باشد؟ و مردی که هیچ بهرهای از زندگی نبرده، چه میداند از شاعری و هنر.
هوش مصنوعی: من از حرفها و کلامی درونی و سوزان برخوردارم، هرچند خودم نمیتوانم بهراحتی صحبت کنم. شکستن بتها و آزاد شدن از قید و بندهای آنها، کاری متفاوت از پرستش و تعریف کردن است.
هوش مصنوعی: هرچند که قنبر، غلام ویژه امیرالمؤمنین علی (ع) باشد، اما این دلیل نمیشود که او مانند عنتری (شجاع و دلاور) عمل کند. درواقع، شجاعت و مردانگی به تنهایی کافی نیست و ممکن است رفتارهای نادرستی را در پی داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال عشق هستی، به سراغ نزار برو؛ و اگر میخواهی از ستایش و مدح بهرهمند شوی، از انوری درخواست کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مار را، هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری
سفله طبع مار دارد، بی خلاف
جهد کن تا روی سفله ننگری
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری
سیرت تو هست عین سروری
صورت تو هست محض صفدری
مملکت چون جسم و تو چون دیده ای
محمدت چون بحر و تو چون گوهری
در علو قدر و در کنه شرف
[...]
باز یوسف را نگر در داوری
بندگی و چاه و زندان بر سری
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.