به حال من چه شود گر نظر کنی روزی
برین شکستهی هجران گذر کنی روزی
چه کینههاست ز من در دلت نمیدانم
مگر چو مهر من از دل برون کنی روزی
نعوذ بالله اگر با شکستهای چون من
وفا و عهد به شوخی دگر کنی روزی
مگر چو تنگ شکر در میان ما آیی
کنار تا به میان پر شکر کنی روزی
شبی دگر چو قضا از درم در آیی باز
به جانِ من چه شود کاین قدر کنی روزی
شود معاینه فردوس بیتِ احزانم
هوایِ کنجِ نزاری اگر کنی روزی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس اندوه و انتظار خود در مواجهه با معشوق میپردازد. او به یاد گذشتههای عاشقانه میاندیشد و از درد فراق و کینههایی که ممکن است در دل معشوق نسبت به او وجود داشته باشد، سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که نگاهی به او بیندازد و جوهر عشق را دوباره زنده کند. در نهایت، شاعر با امید به بازگشت معشوق و تجدید محبت، آرزو میکند که بار دیگر در کنار او باشد و این وصل، منجر به شادابی و خوشی شود.
هوش مصنوعی: اگر یک روز به حال من نگاه کنی و بر آن حسرت دوری از تو گذر کنی، چه چیزی بر حال من خواهد آمد؟
هوش مصنوعی: در دل تو نسبت به من کینههایی وجود دارد که از وجود آنها بیخبرم، مگر اینکه روزی محبت من را از دل خود بیرون کنی.
هوش مصنوعی: خدا نکند که اگر با یک آدم شکسته و آسیبدیدهای مانند من، به سادگی و به شوخی بیوفایی کنی. روزی باید پاسخگو باشی.
هوش مصنوعی: ای کاش تو نیز با ما کنار بیایی تا به لطف و محبت خود، روزگار ما را خوش و شیرین کنی.
هوش مصنوعی: اگر شبی دوباره مانند قضا به سراغم بیایی، چه بلایی به جانم میآوری، که روزی اینقدر غم و ناراحتی کشیدم.
هوش مصنوعی: بهشت را در لحظات اندوهم در نظر میآورم، اگر روزی به یاد من در گوشهای دلتنگی بیایی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.