همین که از برم آن سروِ سیم بر برخاست
هزار نالهء دلسوزم از جگر برخاست
درآمد از درم اقبال چون بَرم بنشست
برآمد از سرم آتش چو از نظر برخاست
نه آتشیست که ساکن شود به آبِ سرم
که هر نفس که زدم شعله بیشتر برخاست
اگر به خانه نشستست وگر برون آمد
نهان و پیدا زو فتنهء دگر برخاست
عتاب گرم شد و جنگ سخت اگر بنشست
قیامت آمد و طوفان برفت اگر برخاست
برآرم از گهرِ چشم هر سحر طوفان
که دید طوفان کز کثرتِ گهر برخاست
به هرزه با کمرش در میان نهادم جان
چو کوه کن که هلاکش هم از کمر برخاست
همه خلافِ مرادست اقتضایِ قضا
زمانه از سر پیمانِ ما مگر برخاست
به پای مردیِ عقلم امیدها بودی
همین که عشق در آمد ز در به سر برخاست
نفس نفس که بر آمد ز روزنِ حلقم
ز دودِ آتشِ دل در هوا شرر برخاست
خنک وجودِ نزاری که در میانِ بلا
نشست ایمن و از معرضِ خطر برخاست
چه التفات کند بعد از این ز وصل و فراق
کنون که این حُجباتش ز رهگذر برخاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عاطفی و ناملایمات زندگی میپردازد. او از درد و رنجی صحبت میکند که پس از جدایی از محبوبش به او دست میدهد و همچنان آتش عشق در دلش شعلهور است. حال و هوای غزل به واسطه حضور یا غیبت محبوب همچنان متلاطم است و شاعر احساس میکند که هیچ آرامشی برای او وجود ندارد. همچنین، او به اقتضای تقدیر و قضا اشاره میکند، که در مقابل آرزوهایش میایستد، و عشق را به عنوان عاملی میداند که عقل و امیدش را تحتالشعاع قرار داده است. در نهایت، شاعر به سرنوشت خود در میان مشکلات میپردازد و از وجود خود در برابر مصائب میگوید.
هوش مصنوعی: وقتی آن دختر زیبا از کنار من رفت، هزاران نالهٔ دلتنگی از عمق دلم بلند شد.
هوش مصنوعی: زمانی که خوشبختی به سراغم آمد و آرامش یافت، آتش عشق در دلم شعلهور شد، همانطور که هنگام رویت معشوق، شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: این شعلهای که در دل دارم، با آب سرد خاموش نمیشود. هر بار که نفسی میکشم، آتش درونم بیشتر شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: اگر او در خانه بماند یا بیرون برود، در هر حال از او مشکلات و فتنههای تازهای به وجود میآید.
هوش مصنوعی: اگر عتاب و جنگی به شدت آغاز شود، در صورتی که آرام گیرد، نشانهی قیامت و سرانجام دنیا است. و اگر دوباره از سر گرفته شود، طوفان و بلایای بزرگ به بار خواهد آورد.
هوش مصنوعی: هر صبح از چشمم مانند طوفانی بیرون میآید، طوفانی که بهخاطر فراوانی اشکها به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: به هر حال، من جان خود را در برابر او قرار دادم، مانند کوهی که با وجود سختیاش، از کمرش آسیب ببیند.
هوش مصنوعی: همه چیز بر خلاف آرزو و خواسته ماست، انگار قضا و مقدر زمانه باعث شده که از عهد و پیمان ما سرپیچی کند.
هوش مصنوعی: روزگاری امیدهای من به مردانگی و عقل من بود، اما زمانی که عشق وارد زندگیام شد، همه آن امیدها به فراموشی سپرده شد.
هوش مصنوعی: زمانی که نفسام از گلویم خارج میشود، شعلههایی از دود آتش دل به هوا بلند میشود.
هوش مصنوعی: وجود نزاری خوشحال است که در شرایط سخت و دشوار با آرامش نشسته و از خطرات دور مانده است.
هوش مصنوعی: دیگر چه اهمیتی دارد که بعد از این به وصل و جدایی فکر کنیم، اکنون که پردههای حجاب او از مسیر کنار رفتهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.