بر آواز چنگ و رباب و دف و نی
بنه بر کفم ساقیا ساغرِ می
بهارست و مجلس بهشت است و اکنون
اگر کاسه این جا نگیری کجا کی
نه من از در لایَجوز و یَجوزم
نه تو نیز هم درخور شی و لاشی
به من جام پر جان بده چاره ای کن
که این جان کند جانِ دل مرده راحی
بخور ور بپرسد زتو اوستادت
که آموختت خمر خوردن بگو وی
تو هم نوش کن جرعه ای تا ببینی
که چون است حال و چه ذوق است هی هی
گریبانِ جانت چنان سخت گیرد
که در دامن افتد ز پیشانی ات خوی
چنان در دلت جای گیرد کزان پس
ز افراطِ لذت دریغ آیدت قی
ازین می مگر بوی برده ست اگر نه
چرا کرد بی طاقتی حاتم طی
ازین جام خورده ست اگر نه چرا شد
چنان مست و بی خویشتن خسرو کی
سخن در قوافی اگر نه چه لافی
نزاری به مرموز چون گم کنی پی
اگر لایقِ صحبتِ عقل بودی
نرفتی برون قیسِ بی چاره از حی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای مینوشی و لذتهای حسی میپردازد. او از ساقی میخواهد که برایش میریزد تا از زیبایی بهار و مجلس بهشت بهرهمند شود. شاعر به لذتهای نوشیدن اشاره میکند و به مخاطب یادآوری میکند که چگونه این لذتها میتوانند جان مرده را زنده کنند. او میگوید که اگر تجربه نکردهای، نمیتوانی بدانید که حال چگونه است و از تاثیر این لذت بر زندگی مانند حاتم طایی و خسرو کی سخن به میان میآورد. در نهایت، شاعر به عقل و درک عمیقتری اشاره میکند و کسانی را که از این لذتها دوری میکنند، به تمسخر میگیرد.
هوش مصنوعی: به آواز سازها و نواهای خوش، ای ساقی، جام می را در دستانم بگذار.
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و جمعی در بهشتی که در اینجا برپا شده، هستند. حالا اگر در این لحظه از این نعمت بهرهمند نشوی، پس کجا و چه زمانی میخواهی این خوشی را تجربه کنی؟
هوش مصنوعی: نه من به مقام و جایگاه تو دسترسی دارم و نه تو لیاقت آن را داری که به من نزدیک شوی.
هوش مصنوعی: به من یک جام پر از زندگی بده و راه حلی پیدا کن تا این جان بیجان را از حالت مردگی نجات دهی.
هوش مصنوعی: بخور و اگر استاد تو از تو بپرسد که چه کسی به تو خوردن شراب را یاد داده، بگو او بود.
هوش مصنوعی: نوشیدن یک جرعه از این نوشیدنی را تجربه کن تا بفهمی حال و هوای آن چطور است و چه لذتی دارد.
هوش مصنوعی: اگر روح تو به شدت گرفتار شود، آنقدر که به عرق پیشانیات بیفتد و دامنات را به خود بگیرد.
هوش مصنوعی: به قدری در دلِ تو جا میگیرد که پس از آن، از افراط لذت که به دست آوردهای، پشیمان خواهی شد.
هوش مصنوعی: اگر این شراب بوی خوبی دارد، پس چرا حاتم طائی به شدت بیتابی میکند؟
هوش مصنوعی: اگر از این جام نوشیده نشده، پس چرا خسرو اینقدر مست و بیخود شده است؟
هوش مصنوعی: اگر در شعر قافیهها خوب سخن نگویی، مانند لاف زدن بیدلیل، به رازی که در دل داری نمیرسی و آن را گم میکنی.
هوش مصنوعی: اگر شایسته گفتگوی عقلانی بودی، هرگز مانند قیسِ بیچاره، از حی نرفته بودی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهانا، همانا کزین بیگناهی
گنه کار ماییم و تو بی کنازی
دو عیدست ما را ز روی دو معنی
هم از روی دین و هم از روی دنیی
همایون یکی عید تشریف سلطان
مبارک دگر عید قربان و اضحی
به صد عید چونین فلک باد ضامن
[...]
چه گویم که خوارم ز عشق تو گویی
هم از مادر عشق زاده ست خواری
کفِ آب را تو بدادی زمینی
سیهدود را تو بدادی سمایی
دروغ است کی کرده ام توبه از می
من و توبه از می ، ز می توبه هی هی
نخواهم دگر خورد گفتم و لیکن
نگفتم که کردم به کُل توبه از می
به حکم الی اَصّلِه کُلُّ شیء
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.