این سرو خرامان ز گلستان که برخاست
وین ترک پریوش ز شبستان که برخاست
این فتنه کزو خیره بماندند زن و مرد
در عهد که بودهست و به دوران که برخاست
تا این بت کافر بچه با آن دل سنگین
در کشتن فرزند مسلمان که برخاست
زلف از پی بر هم زدن کار که بربست
خاص از پی خون ریختن جان که برخاست
آه این چه بلاییست که را سوخت که را ساخت
در عهد که بنشست و ز پیمان که برخاست
شهری ز پی اش پیر و جوان منعم و مفلس
در درد فرو رفت به درمان که برخاست
چندی دلم از دست بلا گوشهنشین بود
بنگر که دگرباره به دستان که برخاست
ما از دل و دین دست بشستیم و ندانیم
تا در همه شهر از پی ایمان که برخاست
سوز که رسیدهست چنین در تو نزاری
دردیست عجب از دل بریان که برخاست
این درد که بر جان تو بیچاره نشستهست
هم فعل تو داند که ز دامان که برخاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف بلایای ناشی از عشق و فراق میپردازد. در آن تصویری از سروی خرامان و ترک پریوش که ظاهراً در میانهٔ غم و فتنهای قرار دارند، ارائه میشود. اشاره به دل سنگین و کشتن فرزند مسلمان، نشاندهندهٔ تنشها و بحرانهای عمیق در روابط انسانی است. شاعر به درد و رنجی که از این بلایا بر جان او نشسته میپردازد و در نهایت بر احساس ناامیدی و بیدینی تأکید میکند. شاعر همچنان از غم و سوزی شگفتانگیز میگوید که بر دلش حاکم شده و بر مشکلاتی که از دل و ایمانش انتزاع شده است، تأمل میکند.
هوش مصنوعی: این سرو زیبا که از باغ برخاست و آن جوان زیبای باوقار که از خواب بیدار شد.
هوش مصنوعی: این آشفتگی و فتنهای که باعث شد زنان و مردان در دورههایی به حیرت بمانند، به چه زمانی تعلق داشته و از چه زمانی آغاز شده است؟
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن وضعیتی است که یک بت مجسمهای، با دل سنگین و بیرحمی، در حال اقدام به کشتن فرزندی از یک مسلمان است. نشان میدهد که این بت غیرمؤمن با کمال بیاحساس و سنگدلی، به چیزی کمتر از زندگی انسان مسلمان اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت زلف اشاره دارد و از تلاش برای درهم کردن آن صحبت میکند. همچنین به تأثیر عمیق این زیبایی بر احساسات انسانها اشاره میکند، به گونهای که عشق و احساسات به شدت تحت تأثیر آن قرار میگیرد. در اینجا، زلف به نوعی نماد جذابیت و فریبایی است که میتواند دلها را به درد بیاورد و اشک را به چشمها بیاورد.
هوش مصنوعی: آه، چه فاجعهای رخ داده که برخی را از بین برد و برخی دیگر را نجات داد. این مشکلات در چه دورانی به وجود آمده و چه کسی در آن زمان به توافق رسید و چه کسی از آن پیمان جدا شد؟
هوش مصنوعی: شهری از روی نیاز، پر از افراد پیر و جوان، هم ثروتمند و هم بیپول، درگیر درد و رنج شد و برای درمان مشکلاتش، به پا خواست.
هوش مصنوعی: مدتی طولانی دل من به خاطر مشکلات و رنجها در کنج عزلت بود، حالا ببین که دوباره به دست چه کسی بر میخیزد.
هوش مصنوعی: ما از عشق و ایمان خود دست برداشتیم و نمیدانیم چرا در تمام شهر، به دنبال ایمان و اعتقادی جدید برمیخیزیم.
هوش مصنوعی: سوز و گداز درونی تو به قدری عمیق و شدید است که تعجبی ندارد اگر از دل پرآتش تو این درد و احساسات برخواسته باشد.
هوش مصنوعی: این درد که بر وجود تو نشسته، از دلیلی آگاه است که به خاطر آن به وجود آمده و از جایی ناشی میشود که تو از آنجا جدا شدهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.