ای مونس روزگار تنهایی
بر ما شب هجر چند پیمایی
در نزع فتاده ام نظر بر در
تدبیرِ وداع کن چه می پایی
بر بویِ تو جانِ رفته باز آمد
گر با سر کشته ی فراق آیی
جاروبِ رهت کنند گیسو را
گر بخرامی، بتان یغمایی
در دیده کشند خاک نعلینت
صاحب نظران برایِ بینایی
مولایِ منی و میدهم حجّت
گر بستانی به من هیولایی
برخیز و قیامت آشکارا کن
ای قامت آفت شکیبایی
نی نی بنشین وگرنه برخیزد
فریاد ز بی دلانِ شیدایی
هیهات که طالبِ نظر دارد
از پرده اگر جمال بنمایی
رفتم به طبیب گفتم ای در طب
مشهور جهانیان به دانایی
درد دل نازک نزاری را
درمان چه کنم دوا چه فرمایی
نبضم بگرفت . گفت آهسته
زین دل چه کنند خاصه سودایی
زنهار که بی دلی از این بهتر
پرهیز کن از حریف هرجایی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تنهایی و حس فراق میگوید و از مونس خود، که به عنوان منبع آرامش برایش در نظر گرفته شده، میخواهد که به کمکش بیاید. او از درد دل خود و وضعیت نازکش میگوید و به عدم توانایی در درمان آن اشاره میکند. نگرانی او نسبت به خالیبودن از عشق و زیبایی محبوبش، و همچنین نگرانبودن از عواملی که ممکن است بر عشقش تأثیر بگذارد، در ابیات محسوس است. شاعر در نهایت از درد و غم عمیق ناشی از جدایی میگوید و به این نتیجه میرسد که بهتر است از همنشینی با افرادی که درک درستی از عشق ندارند پرهیز کند.
هوش مصنوعی: ای همراه و همدم در روزهایی که در تنهایی سپری میکنیم، در شبهای دوری چه مدت باید سفر کنیم؟
هوش مصنوعی: در حال مبارزه هستم و به در فکر خداحافظیام نگاهی میاندازم، چه چیزی را میتوانی به دست آوری؟
هوش مصنوعی: اگر تو با وجود جدایی و فراق به نزد من بیایی، جانم که به خاطر تو رفته بود، دوباره به زندگی باز میگردد.
هوش مصنوعی: اگر موهایت را به این سو و آن سو بکشی، در مسیر تو مانند یک جارو خواهد شد. ای بتهای زیبا، گویای زیبایی و دلبری تو هستی.
هوش مصنوعی: خاک نعلین تو، نظر کنندگان را بینا میکند.
هوش مصنوعی: تو مولای من هستی و اگر از من چیزی بگیری، دلیلی بر آن دارم.
هوش مصنوعی: به پا خیز و موجی از تغییر و تحول را به وجود بیاور، ای موجود زیبا و دلنشین که نماد استقامت و صبر هستی.
هوش مصنوعی: اگر آرام بنشینی، همه چیز خوب پیش خواهد رفت، اما اگر نه، فریاد و صدای دلهای بیتاب و شیدا بلند خواهد شد.
هوش مصنوعی: هرگز نباید انتظار داشته باشی که کسی از پس پردهٔ رازها به زیبایی واقعی تو پی ببرد، اگر خودت آن زیبایی را آشکار کنی.
هوش مصنوعی: به دکتر مراجعه کردم و به او گفتم: ای کسی که در علم پزشکی در میان مردم شهرت داری و به دانش خود معروفی.
هوش مصنوعی: غصه و اندوه نازکدل را چگونه درمان کنم؟ چه دارویی برای این درد وجود دارد؟
هوش مصنوعی: شعری که در آن آمده است، به نوعی از احساسات عمیق و درونی اشاره دارد. شخص تعبیر میکند که دلش دچار دردی خاص است و برای افرادی که مانند او احساساتی از دست رفته یا به نوعی دچار جنون هستند، راه حلی وجود ندارد. در واقع، او به نوعی در جستجوی پاسخ برای نگرانیهایش است و به آرامی از شدت احساساتش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: مواظب باش که اگر دلسرد هستی از این موضوع دوری کن و از رفاقت با هر شخصی که به راحتی به دست میآید پرهیز کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر برهنه کردهام به سودایی
برخاسته دل نه عقل و نه رایی
با چشم پر آب پای در آتش
بر خاک نشسته باد پیمایی
چون گوی بمانده در خم چوگان
[...]
ای آنکه نکرد عقل دانایی
جز خدمت درگهت تمنّایی
وی آنکه ندید ذات پاکت را
گردون هزار دیده همتایی
رای تو چو مهر عالم افروزی
[...]
مندیش از آن بت مسیحایی
تا دل نشود سقیم و سودایی
لاحول کن و ره سلامت گیر
مندیش از آن جمال و زیبایی
فرصت ز کجا که تا کنی لاحول
[...]
ما از غم تو شدیم سودایی
ای دوست چرا دمی نمیآیی
بر ما گذری نمیکنی گه گه
ور میگذری دمی نمیپایی
تا تو نظری به ما و من کردی
[...]
تا تو روی چو ماه بنمایی
نتوان دید روی بینایی
نیم بالای تو نباشد سرو
که تو سرو تمام بالایی
به تماشا قدم چه رنجه کنی؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.