آن را که در فراق صبوری مسلم است
آه از دلش که سخت تر از سنگ محکم است
بیچاره من که از تف دود دلم ز حلق
بر هر نفس که میرود آهی مقدّم است
گر سینه ام نه کورهٔ آهنگرست چیست؟
کز سوز اندرون نفسم آتشین دم است
هرشب خیال روی تو در چشم های من
چون عکس روز بر سر دریای قلزم است
دربند عشق دوست به دربند چون بود
دربند چه معاینه باب جهنم است
گویند هولناک بود روز رستخیز
یعنی شب فراق به تشویش از آن کم است؟
از غم اگر بمرد کسی در فراق دوست
آن کس به اتفاق منم وان غم این غم است
خرّم وجود آنکه ببیند تو را به خواب
یا خود بدان رسد که وصالش مسلم است
یادآور از نزاری محنت کشیده کو
هر جا چنان که هست به یاد تو خرّم است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد فراق و عشق خویش به محبوب سخن میگوید و احوالات دلbroken خود را توصیف میکند. او عواطفش را به گدازش و سوزش آتشین تشبیه میکند و میگوید که هر نفسش حاوی آهی عمیق است. همچنین، در برابر شبهای فراق، ترس از روز رستاخیز را خفیف میداند و در نهایت از امیدی سخن میگوید که وجود محبوب، حتی در خواب، به او احساس خوشبختی میدهد. شاعر در این حالت عاطفی، نشان میدهد که عشق و یاد محبوب، او را از رنج فراموش نمیکند.
هوش مصنوعی: کسی که در دوری و جدایی صبر و استقامت دارد، درد دلش به شدت سنگین و محکم است.
هوش مصنوعی: من بیچارهام که از دود سیگار، دلم در هر نفس که میکشم، آهی از دل برمیآید.
هوش مصنوعی: اگر قلب من مانند کورهٔ آهنگر نیست، پس چه چیز دیگری میتواند باشد؟ زیرا از درون، نفس من همچون آتشی داغ و سوزان است.
هوش مصنوعی: هر شب، تصویر تو در چشمانم مانند تصویری که در آسمان دریا به هنگام روز میدرخشد، وجود دارد.
هوش مصنوعی: در زنجیر عشق محبوب بودن، شبیه به اسیری است که از دردها و مشکلات نمیتواند فرار کند؛ چرا که این عشق مانند دروازهای به جهنم است که هرگز نمیتوان از آن گذشت.
هوش مصنوعی: میگویند روز قیامت بسیار ترسناک است، آیا به راستی شب جدایی از محبوب و فراق از او کمتر از آن وحشتناک است؟
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر دوری محبوبش بمیرد، من هم به طور حتم با او همدردی میکنم و آن غم، به واقع همان غم است.
هوش مصنوعی: شخصی خوشحال و خرم است که تو را در خواب ببیند یا حداقل این را بداند که رسیدن به وصال تو حتمی است.
هوش مصنوعی: یادآور کسی است که در سختیها و مصیبتها تجربه کرده و هر جا که باشد، به یاد تو خوشحال و سرشار از محبت است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عهدیست تا نصیبهٔ ما از جهان غم است
حال دل از فلک چو فلک نیک بر هم است
در عالم از فراغتِ خاطر اثر نماند
آری مگر فراغت از آن سوی عالم است؟
در مدت جوانی و در عهد کودکی
[...]
ای شاه بانوی ایران به هفت جد
اقلیم چارم از تو چو فردوس هشتم است
بلقیس روزگار توئی کز جلال و قدر
شروان شه از کمال سلیمان دوم است
خود خاتم بزرگ سلیمان به دست توست
[...]
شاها درِ تو قبله شاهان عالم است
گردون تو را مسحر و گیتی مسلم است
مقصود آفرینش عالم تویی از آنک
ذات مطهرت سبب نظم عالم است
هم چشم مهر و ماه به روی تو روشن است
[...]
کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است
پشتم بهسان ابروی دلدار پرخَم است
غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت
«این شادی کسی که در این دور خُرم است»
تنها دل منست گرفتار در غمان
[...]
تا دور آفرینش و تا عمر عالم است
پیوند عشق و عاشق و معشوق با هم است
گر سرّ این رموز بدانی وجود عشق
پیش از سرشتن گِل حوا و آدم است
آدم تویی به نقد و گر ناقدی تو را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.