دِلا به عالمِ معنی طلب وصال از دوست
وصالِ عالمِ صورت بود محال از دوست
نظر به دیده جان کن به دوست تا ببینی
که عین وصل بود صورتِ خیال از دوست
کدام صورت و معنی به دوست هیچ طمع
مکن که باز نیابد کسی مجال از دوست
نفس نفس به غمش بیشتر تقرّب کن
چه دل بود که به دیدن شود حلال از دوست
گرت رسد سرِ پایی به سنگِ ناکامی
صبور باش به هر امتحان منال از دوست
زدستِ دوست نزاری بریز خون از چشم
که هست خون چنین ریختن حلال از دوست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و وصال عاشقانه با دوست اشاره میکند و تأکید میکند که برای رسیدن به حقیقت و معنا، باید به عالم معنی روی آورد. او میگوید وصال ظاهری میسور نیست و این وصال حقیقی تنها از طریق دیدن دوست در عالم معنوی امکانپذیر است. شاعر همچنین بر اهمیت تحمل و صبوری در برابر سختیها تأکید میکند و میگوید که احساسات وابسته به دوست حتی اگر دردناک باشد، باید پذیرفته شده و ارزشمند باشد. در پایان، شاعر بیان میکند که گاهی اوقات، اشک و خونریزی در اثر محبت، طبیعی و حلال است.
هوش مصنوعی: ای دل! در عالم معنوی در جستجوی وصال با دوست باش، زیرا وصال در دنیای ظاهری غیرممکن است.
هوش مصنوعی: به چشمان خود توجه کن و با جان به دوست بنگر، تا متوجه شوی که تصویر او در ذهن، خود واقعیّت وصال است.
هوش مصنوعی: به دوست هیچ امید و انتظاری نداشته باش؛ زیرا هیچکس نمیتواند از محبت و توجه او بهرهای ببرد.
هوش مصنوعی: با آه و نالهات بیشتر به غم او نزدیک شو، چون دل انسان به عشق و دیدار دوست حلالیت پیدا میکند.
هوش مصنوعی: اگر به موقعیتی ناامیدکننده برخوردی، با صبر و حوصله رفتار کن و در برابر سختیها، از دوستان و نزدیکان فاصله نگیر.
هوش مصنوعی: اگر از دست دوست دلت داغ شود و اشک بریزی، بدان که ریختن چنین اشکی در این وضعیت از جانب دوست، مجاز است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.