به آب توبه فرو شستم آتش صهبا
ز توبه تازه شدم چون گل از نسیم صبا
اسف همی خورم و غصه می کشم شب و روز
که کرده ام به خطا روزگار عمر هبا
نه یک زمان بده ام بی مشقت غربت
نه یک نفس زده ام بی مضرت صهبا
ز شرب خمر چنان ناشکیب چون گویم
چنان مثل که خورشید شیفته ی حربا
نه هیچ راحتم از هم دمی و نه هیچ قرین
نه هیچ لذتی از چاشنی نه هیچ ابا
مدام رفته و خورده مدام با اوباش
همیشه کرده تبرا ز محفل ادبا
گهی به گونه ز بس احتراق صهبا لعل
گهی به چهره ز درد خمار کاهربا
گهی به کنج خراباتیان گشاده کمر
گهی به پیش کم از خویش رفته بسته قبا
کشیده تیغ زبان بر ملامت مردم
نهاده پنبه به گوش از نصیحت بابا
طلاق داده به یک بار هر دو عالم را
طمع بریده ز چار امهات و هفت آبا
کنون که دارم بلقیس توبه را در بر
چه حاجت است که هدهد خبر دهد ز سبا
توقّعی که به اعمال خیر دارم نیست
جز این که هست تولّای من به آل عبا
نزاریا تو و تسلیم و بنده فرمانی
نه حارثی که کنی از قبول امر ابا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از وضعیت خود به عنوان فردی غمگین و دردمند سخن میگوید که پس از توبه، دچار ندامت و پشیمانی از گذشتهاش شده است. او از زحمات و غربت خود در زندگی شکایت دارد و به فقدان لذت و آرامش اشاره میکند. شاعر بین شرب خمر و احساسی پر از غم و درد، در تناقض است و نوعی بیقراری را تجربه میکند. در نهایت، او به عشق و توسل به اهل بیت اشاره میکند و خود را تسلیم فرمان پروردگار میداند، بدون آنکه امیدی به اعمال خوب داشته باشد.
هوش مصنوعی: در آب توبه در آغوش میزنم و آتش شوق را خاموش میکنم. پس از توبه کردن، مانند گلی هستم که از نسیم ملایم صبح جان تازهای گرفته است.
هوش مصنوعی: من هر شب و روز در غم و اندوه هستم و به خاطر اشتباهاتی که در زندگیام مرتکب شدهام، به شدت دچار حسرت و پشیمانی هستم.
هوش مصنوعی: من هیچگاه در غربت بدون زحمت نماندهام و هیچگاه لحظهای را بدون عذاب حاصل از شراب سپری نکردهام.
هوش مصنوعی: از نوشیدن شراب آنچنان بیتاب و بیقرارم که نمیتوانم بگویم، مثل خورشید که به شدت به گلهای قرمز شیفته است.
هوش مصنوعی: هیچ آرامشی ندارم که لحظهای با کسی باشم، نه در کنار کسی احساس نزدیکی میکنم، نه از طعم و لذتی بهرهمند هستم و نه حتی از چیزی شرم دارم.
هوش مصنوعی: همیشه در حال دوری از ادبیات و علم است و با افراد نادرست و بیفرهنگ وقت میگذراند، همواره از جمع فرهیختگان و اهل ادب دوری میکند.
هوش مصنوعی: گاه به خاطر شوق و سرمستی، چهرهاش رنگ لعل و سرخ میشود و گاه به خاطر دلتنگی و درد، چهرهاش غمگین و بیروح به نظر میآید.
هوش مصنوعی: گاه در کنار خراباتیان با آزادی و سر و سامان زندگی میکنم و گاه نیز به خود آمده و با جدیت و احتیاط رفتار میکنم.
هوش مصنوعی: زبان به انتقاد از دیگران تیز و برنده شده و برای اینکه حرفهای پدر را نشنود، گوشهایش را با پنبه پر کرده است.
هوش مصنوعی: به یک بار هر دو جهان را رها کرده و از هفت نسل و چهار مادر به دوری مینگرد.
هوش مصنوعی: حالا که بلقیس را به توبه و بازگشت به باور درست در کنار خود دارم، دیگر نیازی نیست که هدهد از سرزمین سبا پیام بیاورد.
هوش مصنوعی: من هیچ انتظاری از اعمال خوبم ندارم جز اینکه به اهل بیت پیامبر ارادت دارم.
هوش مصنوعی: تو مانند نزاریا نیستی که تسلیم و فرمانبردار باشد، تو حارث نیستی که از پذیرش فرمان سر باز زنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کبوتر حرم آمد ز کعبهٔ سعدا
بشاره داد چو دلالهٔ عروس سبا
چو هدهدی که سحر خاست بر سلیمانوار
مبشر دم صبح آمد و برید صبا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.