خیال دوست ز من خورد و خواب بازگرفت
بسوخت وز جگر تشنه آب بازگرفت
گر اندکی به شراب و سماع میلم بود
سماع باز ستاند و شراب بازگرفت
به من بر ید محبت ز ابتدای ازل
پیام عشق بداد و جواب بازگرفت
چو مرغ شب نظرم تاب آفتاب نداشت
و گر نه چند ره از خور نقاب بازگرفت
نداشت طاقتِ نور تجّلی شب طور
کلیم از آن ورق اضطراب بازگرفت
عجب دهنده ی بخشنده یی ست حاتم عشق
که هر چه داد به کس بر شتاب بازگرفت
به دامنش نتوان دست زد مگر وقتی
که آستین به رخ آفتاب بازگرفت
همای عشق به هر سر که سایه برگسترد
و گرچه صعوه بود ار عقاب بازگرفت
خلاف نیست نزاری ز هرچه گیرد باز
ولی ز دوست نشاید خطاب بازگرفت
فرو شود به همه حال هرچه دست سخاست
نثار فیض عمیم از سحاب گرفت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای خود در مواجهه با عشق و دوست سخن میگوید. او از تأثیر عمیق خیال دوست بر زندگیاش و خواب نرفتهاش به دلیل عواطف شدید صحبت میکند. عشق را مانند حاتم طایی میداند که هرچه ببخشد، مجدد بازپس میگیرد، و به همین دلیل، برای دستیابی به عشق واقعی، باید تلاش کرد. تصاویری از مرغ شب و نور آفتاب را به کار میگیرد تا دشواریهای ارتباط با عشق را نشان دهد و نهایتاً در مییابد که از دوست باید عشق را بهدست آورد و هیچ چیز دیگر ارزش این رابطه را ندارد.
هوش مصنوعی: خیال دوست در ذهن من چنان قدرتی دارد که خواب را از من میگیرد و من را بیدار نگه میدارد. این خیال آنچنان به من فشار میآورد که انگار از جگر تشنهام نیز آب را گرفته است.
هوش مصنوعی: اگر کمی به نوشیدن شراب و رقص میل داشته باشم، رقص دوباره آغاز میشود و شراب دوباره به من داده میشود.
هوش مصنوعی: محبتی که از ابتدای زمان به من هدیه شده، پیام عشق را به من رسانده و من هم به آن پاسخ دادهام.
هوش مصنوعی: مانند پرندهای شبرو بودم که توانایی دیدن نور خورشید را نداشتم و اگر نه، چندین بار از پردهای که خورشید بر چهرهاش کشیده است، عبور میکردم.
هوش مصنوعی: کلیم، که حضرت موسی است، نتوانست تاب آوردن نور روشنایی را که در شب بر کوه طور درخشید، از آن ورق اضطرابش دور شد.
هوش مصنوعی: عشق حاتم واقعاً انسان بخشندهای است که هر چیزی که به کسی میدهد، به سرعت آن را پس میگیرد.
هوش مصنوعی: نمیتوان به دامن او دست زد مگر زمانی که آستینش را به سمت آفتاب باز کند.
هوش مصنوعی: پرنده عشق بر هر سر و بر هر کسی سایه میافکند، حتی اگر او مانند پرنده کوچکی باشد، اگر عقابی بر او فرود آید.
هوش مصنوعی: نزار، هر چیزی که از دست برود، اشکالی ندارد، اما با دوست نباید هیچ گونه تلخی و کدورت ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: در هر شرایطی که باشد، هر آنچه از فضل و نعمت الهی به ما میرسد، مانند بارانی است که از ابر نازلی میبارد و برکات فراوانی را به همراه دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو شاه تشنه جگر راه کارزار گرفت
پی قتال به به کف تیغ آبدار گرفت
ز وحشت عدم و انقلاب خود عالم
خط امان زدم تیغ پر شرار گرفت
میان معرکه آمد به یک جهان هیبت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.