بکشم گر همه کوه است وز آهن ستمت
بر ندارم به جفا چشم امید از کرمت
تا بمیرم زغمت روی نتابم هرگز
وین تفاخر نه بس آخر که بمیرم ز غمت
در وفای تو نشینم که توانم بر خواست
از سر سر که سرم باد فدای قدمت
عیب گویند که در پای تو افتم آخر
که به بت خانه روی سجده نماید صنمت
تا سلامی به تو آرد به رقیبت فرمای
تا صبا را نبرد ناز بسی از کرمت
قادری گر بزنی گر بنوازی ، اما
آن کن ای دوست که از کرده نباشد ندمت
یاد داری که چه عهد است میان من و تو
تا بدانی که فراموش نکردم قسمت
در کشیدم ز همه خلق جهان دامن دل
بو که چون پیرهنت تنگ به بر در کشمت
جهد کن در طلب وصل نزاری خوش باش
عاقبت دست دهد دولت این نیز همت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وفاداری عمیق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی با وجود مشکلات و ستمهایی که بر او میرود، امید خود را از کرامت معشوق قطع نخواهد کرد. او هرگز از عشقش روی برنمیتابد و به خاطر وفاداریاش حاضر است هر نوع سختی را تحمل کند. شاعر همچنین به عهدی که با معشوق داشته اشاره میکند و خواهان این است که یاد او را فراموش نکند. در انتها، او از معشوق میخواهد تا پیوند عشق را تقویت کند و به امید وصالی خوش برود.
هوش مصنوعی: اگر همه کوهها را هم از بین ببرم و از ستمت بر دیگران نگذرم، هرگز امیدم را از بخشش تو قطع نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: هرگز از درد و غمت دور نخواهم شد و حتی در لحظههای سخت و بیتابی هم به خودم نمیبالم. این تا زمانیست که بخواهم از دنیا بروم و در آن زمان نیز تنها به خاطر غم تو خواهد بود که میمیرم.
هوش مصنوعی: من در وفاداری به تو مینشینم و هرگز از این کار دست نمیکشیم؛ چون جانم را فدای قدمهای تو خواهم کرد.
هوش مصنوعی: میگویند که من در نهایت به پای تو میافتم، زیرا وقتی به معبد بتها میروی، مجذوب زیباییات میشوم و به سجده میافتم.
هوش مصنوعی: تا سلامی به تو برساند، به رقیب بگو تا نسیم صبح خیلی از بزرگواری تو را نبرد و به خودش ناز نکند.
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی میتوانی محبت کنی یا به کسی آسیب برسانی، اما ای دوست، کاری کن که بعداً پشیمان نشوی.
هوش مصنوعی: یادته که چه قراردادی بین ما بود؟ تا بفهمی که من هیچگاه قسمتم را فراموش نکردم.
هوش مصنوعی: من از همه مردم دنیا دامن دل را به سوی تو میکشم، چرا که تو همچون لباسی تنگ، مرا به خود جذب میکنی و نمیتوانم از تو دور شوم.
هوش مصنوعی: تلاشت را برای رسیدن به عشق نازکدلم بکن، خوشحال باش که در نهایت، موفقیت به تو نیز خواهد رسید اگر همت کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای فلک سبزه ئی از صحن ریاض کرمت
بیت معمور مقامی ز حریم حرمت
آسمان چرخ زنان گرد زمین می گردد
تا مگر خاک شود پیش غبار قدمت
گاو گردون زره کاهکشان بگریزد
[...]
پیش ازان دم که دهم جان من بیدل ز غمت
قدمی نه که شوم خاک به زیر قدمت
رحمتی کن که من تشنه جگر می میرم
چشم بر رشحه آبی ز سحاب کرمت
خوش بران رخش که در جلوه گه حشمت و ناز
[...]
دل به امید کرم دادم و دیدم ستمت
چه ستمها که ندیدم به امید کرمت؟
دارم آن سر: که به خاک قدمت سر بنهم
غیر ازینم هوسی نیست، به خاک قدمت
تویی آن پادشه مملکت حسن، که نیست
[...]
ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
پرده دیده سراپرده خاک قدمت
وعده داد مرا ماه من امشب ای صبح
بخدا گر همه صدقست نگه داردمت
بعلاجی دگرم حال مگردان که مرا
[...]
ای علمدار به خون غوطهورم کو علمت
به سر خاک به نمود مکان از ستمت
نظری سوی برادر بنما باز که باز
جانی آید به بدن از نگه دم به دمت
فرش سم فرس خصم شده پیکر تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.