نه آن مرغی ست معشوقم که در هر آشیان گنجد
کدامین آشیان کاندر زمین و آسمان گنجد
نه در عقل و نظر آید نه در جای و جهت باشد
نه در وهم و خیال افتد نه در کون و مکان گنجد
خیال است آن که می خواهی که در سمع و بصر آید
محال است آن که می گویی که در نطق و بیان گنجد
نه ذاتش منکسر باشد نه وجهش منعکس گردد
نه وصفش در صفات آید نه نامش در زبان گنجد
تو گردانی چنان دانی که او در عقلِ حسّ آید
تو گر بینی چنان بینی که او در جسم و جان گنجد
به علمِ او شوی عالم به نورِ او شوی بینا
وگرنه دانش و بینش کجا در بی نشان گنجد
میانِ جان و جان این جا حجابی هست می دانم
وگرنه مبدعِ جان ها کجا در این و آن گنجد
وگر در عین معیونی نمی گنجد چنین باشد
درین معنی چه شک باری عیان اندر عیان گنجد
نزاری تا کی از خامی چه سودا می پزی والله
اگر یک ذرّه زان خورشید در هر دو جهان گنجد
ازین ها هر چه برگفتی که گنجد یا نگنجد چه
مگر هم او بود هم او که با او در میان گنجد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف معشوقی میپردازد که فراتر از محدودیتهای جسمی و کلامی است. او معشوق را نهتنها از آشیانها و مکانهای محدود، بلکه از تفکر عقلانی و تصورات انسانی نیز آزاد میداند. شاعر به عجز زبان و عقل در توصیف ذات معشوق اشاره میکند و او را موجودی میداند که در هیچ نوع تعریف و تصوری نمیگنجد. همچنین، نثر به چگونگی ایجاد شناخت و آگاهی از طریق نور معشوق و ضرورت عبور از حجابهای ذهنی برای درک حقیقت اشاره میکند. در نهایت، شاعر با گلایه از خامی خود، به دشواری بیان معشوق در کلمات میپردازد و نشان میدهد که این اشکالات به عدم درک عمیق حقیقت معشوق برمیگردد.
هوش مصنوعی: معشوق من آنچنان بزرگ و با عظمت است که در هیچکدام از خانهها و آشیانهها نمیتواند جای بگیرد. او از آنچه در زمین و آسمان وجود دارد فراتر است و نمیتوان او را محدود به یک مکان خاص کرد.
هوش مصنوعی: این مفهوم بیانگر این است که چیزی فراتر از فهم عقلانی و شرطی ماست. آن نمیتواند در هیچ مکانی قرار گیرد، در خیال نمیگنجد و نمیتوان به آسانی آن را در قالبهای شناخته شده یا معمولی جا داد. یعنی این موضوع از تمامی محدودیتهای موجود در درک و تصور ما خارج است.
هوش مصنوعی: آنچه در ذهن داری و میخواهی، واقعیت ندارد و نمیتواند در شنیدن و دیدن جای بگیرد. همچنین آنچه میگویی نمیتواند در کلمات و گفتار بیان شود.
هوش مصنوعی: نه ماهیت او دچار نقص و کاستی است، نه چهرهاش قابل بازتاب است، نه صفاتش در توصیفها میگنجند و نه نامش میتواند در زبان بیان شود.
هوش مصنوعی: تو به گونهای مینگری که او درک میشود، اگر او را درک کنی، در جسم و جان تو جا میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر از علم او بهرهمند شوی، به دانش و بینایی دست مییابی، و گرنه دانش و بینش کجا میتواند در تاریکی و بینشانی جای بگیرد؟
هوش مصنوعی: در وسط وجود و روح انسان، مانعی وجود دارد که میدانم وجود دارد. در غیر این صورت، خالق جانها چگونه میتواند در این موجودات محدود جا بگیرد؟
هوش مصنوعی: اگر در حالت وضوح و روشنی، چیزی نتواند به خوبی درک شود، پس در این مورد چه شکی وجود دارد؟ واقعیت به وضوح در واقعیت دیگری نهفته است.
هوش مصنوعی: ای نزاری، تا چه زمانی باید از نادانی خود رنج ببری؟ چه فکری در سر داری؟ قسم به خداوند، اگر کمی از آن نور خورشید در دو جهان جا بگیرد، چه معجزهای رخ خواهد داد!
هوش مصنوعی: هر چیزی که از اینها انتخاب کنی، چه جا بگیرد و چه جا نگیرد، چه اهمیتی دارد، مگر این که آن شخص خاص خود او باشد که توانسته با او در ارتباط باشد و در چیزهایی که به او مربوط میشود، گنجانده شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.