هرگز مه آزمای دگر آزموده را
زیرا محل بوده نباشد نبوده را
گر جاهلی ستایش جاهل کند ولی
نتوان ستود پیش خرد ناستوده را
بر هر کس اعتماد مکن زان که هرزه گوی
باور نکن که باز نگوید شنوده را
جانش بکاهد ار ندهی رخصتش به گفت
نتوان خموش داشت سخن بر فزوده را
قلاب را اگر ز خیانت گریز نیست
صرّاف نیک داند از زر، زدوده را
معقولِ عقل نیست که صرّاف چشم باز
با سرمه نسبتی دهد انگشتِ سوده را
خوش وقت عارفان محقق که نزدشان
چندان محل نباشد این خاکِ توده را
گه گه به گوش مالِ ادب بهرِ انتباه
واخواست واجب است تغافل نموده را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی لزوم احتیاط در انتخاب دوستان و اعتماد به آنها میپردازد. گفته میشود که نباید به کسانی که فقط در ظاهر باهوش به نظر میرسند اعتماد کرد، زیرا آنها ممکن است در واقع بیخبر و نادان باشند. همچنین تأکید میشود که در گفتگوها، باید با احتیاط عمل کرد و هر سخنی را جدی نگرفت، چراکه ممکن است به اشتباه برداشت شود. در نهایت، شاعر به اهمیت خرد و بصیرت در شناخت انسانها و پرهیز از فریب ظاهر اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هرگز در امتحان دیگری که قبلاً تجربه شده است، تردید نکن، زیرا جایی که قبلاً امتحان شده، دیگر ارزشی ندارد و نمیتواند نادرست را درست نشان دهد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بیخود و نادان باشد، ممکن است نادانی دیگر را تحسین کند، اما نمیتوان انسان خردمند را به خاطر کار نادرستش ستود.
هوش مصنوعی: به هر کسی اعتماد نکن، زیرا ممکن است کسانی که بی دلیل صحبت میکنند، وجاهتی نداشته باشند و ممکن است پس از صحبت کردن دوباره حرفهایشان را بهراحتی تغییر دهند.
هوش مصنوعی: اگر اجازه ندهی که دلش را آرام کند، جانش به درد میآید و نمیتواند سکوت کند؛ او حتی بر حرفهایش هم میافزاید.
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی از خیانت بگریزی، پس طلا فروشی که در کارش ماهر است، به خوبی میداند که طلا تمیز شده چیست.
هوش مصنوعی: نمیتوان انتظار داشت که کسی با چشمانی باز و با دقت، به انگشت سیاه و کثیف ارتباطی بدهد، چرا که عقل و منطق این را نمیپذیرد.
هوش مصنوعی: عارفان واقعی خوشحالند که در میانسالی زندگی، به موضوعات مادی و دنیوی توجه چندانی ندارند و خیلی به این دنیای خاکی و مادی اهمیت نمیدهند.
هوش مصنوعی: گاه به دلایل مختلف، رعایت ادب و آداب اجتماعی بسیار لازم است و در چنین مواقعی، لازم است که توجه و هوشیاری داشته باشیم و از نادیده گرفتن نکات مهم خودداری کنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تلخ است بیتو صبر، دل غم فزوده را
نتوان چشید داروی ناآزموده را
ای ناله همدمی کن و از آب چشم من
بیدار ساز دیده بختِ غُنوده را
دل شد رمیده سر زلف تو، وز کمند
[...]
جز ناله نیست مونس جان دل ربوده را
شادی بود محال دل غم فزوده را
زاری چه سود شب همه شب بر در حبیب
از گریه نیست فایده بخت غنوده را
از ما صلاح و زهد چه جویی تو ای فقیه
[...]
سازد خموش تا من حسرت فزوده را
گوید شنیده ام سخن ناشنوده را
رنجیده بی گنه ز من آن تند خو و من
دارم صد انفعال، گناه نبوده را
دل جمع کرده از گله ام، بس که پیش او
[...]
از کف نمی دهد دل آسان ربوده را
دیدیم زور بازوی ناآزموده را
من در پی رهایی و او هر دم از فریب
بر سر گره زند گره ناگشوده را
دل در امید مرهم و این آهوان مست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.