ساقیَکِ ظریف من جامکِ آبگینه را
بیشترَک بده بیا بندگکِ کمینه را
زحمتک است هین که شد دردکِ سر ز حد برون
کاسَگکی بده کزو راحتک است سینه را
نازکک و خوشک بیا خوابک شب ز سر بنه
صبح گهک روانه کن قهقهکِ قنینه را
بادکِ سخت میوزد کشتیَکِ گران بده
خنبکِ بحر سینه کن لنگرکِ سفینه را
مجلسکی اساس نه چنگیکیِ طلب کزو
مهرکِ دل شود فزون رغمکِ اهل کینه را
چارگکی اگر کنی نیکک ورنه صرف کن
ماحضرک به وجهِ می جانکِ خود رهینه را
نقدکِ وقت بایدت زودترک نزاریا
خالیَک از قماش کن کنجک دل دفینه را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیباییهای طبیعت و زندگی اشاره میکند و نازک و دلنشین وصف میشود. او از معشوق خود میخواهد که به او نزدیکتر بیاید و لحظاتی از راحتی و آسایش را فراهم کند. در شعر، گویی شاعر با نگاهی عمیق به کاستیهای زندگی، از درد و رنج سخن میگویید و در عین حال جستجوی لذت و شادمانی را نیز برجسته میکند. صحبت از زیباییهای لحظات زندگی و نیاز به عشق و محبت در برابر سختیها و کینهها در این شعر مشهود است. در نهایت، شاعر به اهمیت استفاده از فرصتهای زندگی و حفظ این لحظات زیبا تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای ساقی زیبا، لطفاً به من جام بلورین را بیشتر پر کن و بگذار برای بندهی کمسروپای تو بنوشم.
هوش مصنوعی: بیدار باش که درد سرت از اندازه خارج شده است. برای آرامش سینهات، به کاسهای که به تو آرامش میدهد، نیاز داری.
هوش مصنوعی: ای دلربا و خوشنقش، به خوابهایت پایان بده و صبح را خوشآمد بگو، و با خندههای شیرینات روز را روشن کن.
هوش مصنوعی: باد شدید میوزد، کشتی کوچک ما در خطر است. بیایید مُشکلی را که در سینه دریا داریم حل کنیم و لنگر کشتی را محکم کنیم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که جمعی از افراد در یک مجلس، به دنبال محبت و دوستی واقعی باشند و نه به دنبال چیزهای سطحی و بیارزش. در این مجلس، محبت از کینه و دشمنی برتر است و افراد باید به جای دشمنی، به یکدیگر مهربانی کنند.
هوش مصنوعی: اگر به خوبی عمل کنی، نتیجهای خوب خواهی گرفت؛ اما اگر نادیده بگیری، بیفایده است که دیگران را متوجه خودت کنی، زیرا در نهایت جان و دل توست که در خطر است.
هوش مصنوعی: زمان را زودتر بررسی کن و نگذار دلتنگیات بیدلیل باقی بماند. احساسات و گنجینههای درونت را کشف کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
رخت صبوری تمام سوخته شد سینه را
شعله فروزان هنوز آتش دیرینه را
غم که مرا در دل است کس نکند باورم
پیش که پاره کنم وای من این سینه را
رخ بنما بر مراد، گر نه به خون منی
[...]
صحبت اغیار داد ره به دلش کینه را
زشت کند روی زشت چهره ی آئینه را
در بر طفلی که یافت ره به دبستان عشق
شادی یک شنبه نیست صد شب آدینه را
چون دل بی رحم او شد دل من آهنین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.