چو رویِ یارِ من زیبا نباشد
قمر در خانۀ جوزا نباشد
چه می گویم که تابِ ماهِ رویش
فروغِ مهرِ گردون را نباشد
چو خدّش لالۀ حمرا نروید
چو خطّش عنبرِ سارا نباشد
نباشد چون لبش لعلِ بدخشان
چو دندانش دُرِ دریا نباشد
سیه چشمانِ فردوسِ برین را
به خلوت خانۀ او جا نباشد
اگر او نگذرد بر طرفِ بازار
میانِ شهریان غوغا نباشد
نباشد عیب اگر نازک دلان را
شکیب از یارِ بی هم تا نباشد
ملامت بر نزاری نیست جایز
سرِ شوریده بی سودا نباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییها و ویژگیهای یار خود اشاره میکند و میگوید که بدون وجود او، زیبایی و جاذبهها کمرنگ میشوند. هر یک از ویژگیهای محبوبش که ذکر میشود، به نوعی تاثیری بر دنیای اطراف دارد و نبود او باعث از بین رفتن آنهاست. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق و میل به یار، امری طبیعی و غیرقابل سرزنش است و زندگی بدون وجود او هیچ جذابیتی ندارد.
هوش مصنوعی: هرگاه چهرۀ محبوب من زیبا نباشد، مانند این است که قمر در برج جوزا وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که نمیتوان چیزی گفت که زیبایی و درخشش چهرهی محبوبی، مانند نور خورشید در آسمان، قابلمقایسه نیست. در واقع، کسی نمیتواند از زیبایی او سخن بگوید زیرا این زیبایی فراتر از توصیف است و به نوعی درخشندگی خاصی دارد که هیچکس نمیتواند به آن دست یابد.
هوش مصنوعی: وقتی گل سرخی از آن نمیروید، دیگر خطی مثل عنبر سارا وجود نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر لبهایش به زیبایی لعل بدخشان باشد، دندانهایش مانند مروارید دریا نیست.
هوش مصنوعی: چشمهای تیره و زیبای بهشتی را در خلوت خانهاش جایی نیست.
هوش مصنوعی: اگر او از میان بازار بگذرد، در میان مردم شلوغی و هیاهو نخواهد بود.
هوش مصنوعی: هیچ اشکالی ندارد اگر کسانی که دلشان نرم و حساس است، در مقابل معشوق بیهمتا صبر و تحملی داشته باشند.
هوش مصنوعی: سرزنش کردن کسی که دلش آشفته است و بدون هدف میباشد، کار درستی نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر عین یقین اینجا نباشد
دراین ره مرد دل دانا نباشد
دل عاشق چرا شیدا نباشد
به عشق اندر جهان رسوا نباشد
نگویی تا به کی، ای شوخ دلبر
ترا پروای حال ما نباشد
به بستان لطافت سرو باشد
[...]
دل عاشق چرا شیدا نباشد
به عشق اندر جهان رسوا نباشد
نگویی تا بکی ای شوخ دلبند
تو را پروای وصل ما نباشد
به بستان ملاحت سرو باشد
[...]
که کس را آگهی از ما نباشد
میان ما کسی را جا نباشد
کسی کآگه ز حال ما نباشد
گرم شنعت کند بی جا نباشد
بداند هر که بیند آن پریرو
که فایز بی سبب رسوا نباشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.