دوست می دارم فلان را راست است آری چه شد
من شدم دیوانه ی لیلی ترا باری چه شد
من کسی را دوست می دارم که دشمن را مجال
نیست جز جان کندن و ار نیز هست آری چه شد
چون ندارد از من بی من خبر جان رقیب
گر ملامت کرد بر چون من گرفتاری چه شد
هرکه شد از بهر گل چیدن به باغ وصل دوست
سهل باشد گر بگیرد دامنش خاری چه شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلدادگی به معشوق یاد میکند و حال دیوانگی خود را نسبت به او بازگو میکند. او از سختیها و رنجهایی که به خاطر این عشق در زندگیاش میکشد، سخن میگوید و میپرسد که چرا این حال پیش آمده است. عشق او به معشوق بهقدری عمیق است که حتی دشواریها و دشمنیها را نیز تحمل میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که در عشق، گاهی ممکن است شخص برای رسیدن به محبوب با موانع و مشکلاتی روبهرو شود، اما این مسائل مانع از ادامهی عشق نمیشود.
هوش مصنوعی: من دوست دارم آن شخص را، و این حقیقت دارد. اما چرا من به خاطر عشق به لیلی دیوانه شدم؟ واقعاً چه شد که به این حال دچار شدم؟
هوش مصنوعی: من انسانی را دوست دارم که دشمنش را تا حد جان کندن به زحمت میاندازد و حتی اگر شرایط به گونهای دیگر باشد، باز هم تغییر نمیکند.
هوش مصنوعی: اگر محبوب من از حال من بیخبر باشد و جان رقیب را زیر نظر داشته باشد، اگر او مرا سرزنش کند، چه اهمیتی دارد که من در چنین حالتی گرفتار شدهام؟
هوش مصنوعی: هرکسی که برای چیدن گل به باغ وصل دوست میرود، اگر در این مسیر به خار برخورد کند، باید بداند که این کار چندان دشوار نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر نظر کردم به روی ماه رخساری چه شد؟
ور شدم مست از شراب عشق یکباری چه شد؟
روی او دیدم سر زلفش چرا آشفته گشت ؟
گر نبیند بلبل شوریده، گلزاری چه شد؟
چشم او با جان من گر گفته رازی، گو، بگوی
[...]
گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد
ور ز سرمستی کشیدم زلف دلداری چه شد
گر بزد ناداشت زخمی از سر مستی چه باک
ور ز طراری ربودم رخت طراری چه شد
ور یکی زنبیل کم شد از همه بغداد چیست
[...]
گر دلم شد مبتلای عشق عیاری چه شد
سهل باشد زین بسی بوده ست بسیاری چه شد
گل سِتانی پیشم آمد در چمن بگذشتمش
بر رهم افتاد ناگه از گلی خاری چه شد
چاره ی دیگر ندارم جز به جان کردن رجوع
[...]
گر به کام دل رسید از یار خود یاری چه شد؟
ور به وصلش شادمان گردید غمخواری چه شد؟
عاشقی گر کامیاب آمد ز معشوقی چه گشت؟
بیدلی گر بوسهای بستد ز دلداری چه شد؟
خار غم چون در دل من میخلید از دیر باز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.