یارب به عفو توست امید نجات ما
بپذیر عذر و در گذر از سیئات ما
اِرحم به فضل خود که ندارد تعلقی
الا به رحمت تو حیات و ممات ما
گر نه به حب آل نبی ممتلی بود
ناید به هیچ کار نفوس و ذوات ما
بر هرزه از عدم به وجود آمدیم نی
سرّی بود هر آینه هم در حیات ما
مولود ما ز نطفة امرست در وجود
ولدان به اصل باز برند امهات ما
دام غرور بر گذر ما نهاده اند
رای و قیاسِ منقلب بی ثبات ما
فریاد ما ز رای و قیاس محال ماست
نه نه قیاس و رای نه، عزی و لات ما
بست ها که در مخیلة ما مصورند
در سومنات نیست زهی ترّهات ما
شاید اگر چو لات پرستان لقب نهند
بت خانة مخیله را سومنات ما
پنجاه سال بی هده گفتی نزاریا
وز صد یکی هنوز نگفتی صفات ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درگاه خداوند لابه کرده و از او درخواست عفو و بخشش دارد تا نجات یابد. او تأکید میکند که تنها رحمت الهی بر حیات و ممات انسانها اثرگذار است و بدون عشق به اهل بیت پیامبر، ارزش و کارایی انسان بی معنی است. شاعر از عدم و وجود سخن میگوید و تأکید دارد که زندگی ما از نطفههای الهی نشأت میگیرد. او به مشکلات فکری و لغزشهای انسان اشاره کرده و میگوید که بسیاری از تصورات نادرست در ذهن ما، مانند بتپرستان، تنها توهماتی هستند. در نهایت، شاعر ابراز نارضایتی میکند که در طول پنجاه سال گفتههایش هنوز به تمامی صفات واقعی انسان نرسیده است.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، امید ما به رحمت و بخشش توست. لطفاً عذر ما را بپذیر و از بدیهای ما بگذر.
هوش مصنوعی: به رحمت و بخشش خود رحم کن، زیرا زندگی و مرگ ما هیچ وابستگیای جز به رحمت تو ندارد.
هوش مصنوعی: اگر عشق اهل بیت پیامبر در دلهایمان نمیبود، هیچ یک از کارها و ذاتهای ما ارزشی نداشت.
هوش مصنوعی: ما از عدم به وجود آمدهایم و هیچ راز و رمزی در زندگی ما وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ما از نطفهای که به فرمان وجود پیدا کردهایم، در وجود فرزندان، به اصل و ریشه خود بازمیگردیم، همانطور که مادران ما ما را به دنیا آوردهاند.
هوش مصنوعی: غرور همچون دام، در مسیر زندگیمان قرار گرفته و نظرها و تفکرهای ناپایدار و متزلزلمان را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: صدای ما از عقل و استدلال ناممکن است، نه اینکه ما به استدلال و عقل نیازی نداریم، بلکه به خدایان باطل و بدعتهای بیاساس ما وابسته نیستیم.
هوش مصنوعی: تصورهایی که در ذهن ما وجود دارند، در واقع در سومنات نیستند و این نشانهی بیهودگی افکار ماست.
هوش مصنوعی: شاید اگر مانند کسانی که به بتپرستی میپردازند، نامی به خانهی خیالم بدهند، آن مکان برای من به مانند سومنات خواهد بود.
هوش مصنوعی: پنجاه سال بیهده گفتی نزاریا و از صد نفر هنوز یکی نتوانسته صفات ما را بیان کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پاکا منّزها متعالی مهیمنا
ای در درون جان و برون از صفات ما
از رحمت تو کم نشود گر به فضل خویش
منت نهی و عفو کنی سیّئات ما
دوران شرّ و فتنه و طوفان و حیرت است
[...]
کونین قطره ایست ز دریای ذات ما
افهام قاصرند ز کنه صفات ما
از غیر من چو نام و نشان نیست در جهان
اسم و صفات ما شده مجلای ذات ما
بیخو است روبروی من آورد بت پرست
[...]
از نان و آب نیست بقا و ثبات ما
باشد ز درد و داغ محبت حیات ما
یارب نصیب سوخته جانان عشق کن
ته جرعه ای که مانده ز آب حیات ما
از سعی، راه عشق به پایان نمی رسد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.