ای دل تن و جان و عقل در باز
گر پیش وصال میروی باز
خواهی که جمال شاه بینی
بر هم دوزی دو دیده چون باز
نی نی ز من ای دو دیده بشنو
این بربندی و آن کنی باز
خود این همه قصه چیست کلّی
هر چیز که آن جزوست در باز
چون موکب عاشقان روان شد
خود را به طفیل در ره انداز
سر بر قدم محققان نه
کردن ز مقربان برافراز
در مقدم دوست خاک شو تا
بر دیده نشاندت به اعزاز
به زین همه یک حدیث بشنو
ای از همه کاینات ممتاز
او باشی اگر تو خود نباشی
رو خانهٔ او ز خود بپرداز
عیبش مکنید اگر نزاری
از خلق نگه ندارد این راز
با سنگ اگر این حدیث گویند
ای سنگدلان برآرد آواز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و وصال میپردازد و از دل و جان میخواهد که در راه عشق قدم بردارد. او به زیبایی معشوق اشاره میکند و بر اهمیت دقت و توجه به جمال او تأکید میکند. همچنین، شاعر به عاشقان توصیه میکند که خود را در مسیر عشق فدای محبوب کنند و برای رسیدن به حقیقت و مقام نزدیکان خداوند، به خودزنی و خاکی شدن تن در قدم محبوب بپردازند. در پایان، او تأکید میکند که اگر میخواهید به کمال حقیقی برسید، باید از خودگذشتگی کنید و راز این عشق را درک کنید.
هوش مصنوعی: ای دل، اگر در راه رسیدن به وصال و ملاقات محبوب میروی، پس جان و تن و عقل خود را رها کن و به پیش برو.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیبایی پادشاه را ببینی، چشمانت را همچون پرندهای به هم بدوز.
هوش مصنوعی: ای دو چشم من، به من گوش کن! این راهی که میبندی و آن راهی که میگشایی، همه را در نظر بگیر.
هوش مصنوعی: این همه داستان و ماجرا چه چیزی را بیان میکند؟ هر چه در دنیا وجود دارد، جلوهای از یک حقیقت بزرگتر است.
هوش مصنوعی: وقتی که دسته عاشقان حرکت کرد، خودت را به خاطر آنها در راه بینداز.
هوش مصنوعی: سرت را بر پای دانشمندان بگذار و از نزدیکان برتر خود فاصله بگیر.
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن احترام و مقام در پیشگاه دوست، باید خود را فدای او کنی و در خاک او از خودت بگذری تا او تو را با اعتبار و ارزشی در نظر بگیرد.
هوش مصنوعی: به تمامی این مسائل، یک سخن را بشنو ای کسی که از همه موجودات برتر و ممتاز هستی.
هوش مصنوعی: اگر تو وجود نداشته باشی، خود را از درون خانهاش دور کن.
هوش مصنوعی: اگر کسی از خلق و مردم دوری میکند و رازی را در دل نگه میدارد، نباید او را سرزنش کرد.
هوش مصنوعی: اگر این داستان را با سنگ بگویند، ای سنگدلان، صدایی از آن بلند خواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ترک بیا و چنگ بنواز
آهنگ بگیر و برکش آواز
چون مست شدی هنوز هم شرم؟
از دست شدم هنوز هم ناز؟
چون چنگ تو زان خمیده پشتم
[...]
ای نام تو بهترین سرآغاز
بینام تو نامه کی کنم باز
ای روی تو شمع پردهٔ راز
در پردهٔ دل غم تو دمساز
بی مهر رخت برون نیاید
از باطن هیچ پرده آواز
از شوق تو میکند همه روز
[...]
ای مطرب درد، پرده بنواز
هان! از سر درد در ده آواز
تا سوختهای دمی بنالد
تا شیفتهای شود سرافراز
هین! پرده بساز و خوش همی سوز
[...]
ماییم فداییان جانباز
گستاخ و دلیر و جسم پرداز
حیفست که جان پاک ما را
باشد تن خاکسار انباز
ز آغاز همه به آخر آیند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.