که را کشتند دی چشمانِ مستش
که هست امروز خون آلوده دستش
منم آن کشتۀ حی بازگشته
به بوسی از لبِ کوثر پرستش
دلی کو کز کمندِ زلفِ او جست
که نی چشمش به تیرِ غمزه خستش
اگر زان دستِ سیمین می فرستد
مرا خوش تر ز نوش آید کبستش
هلال از بهرِ آن شد ماهِ گردون
که چون ماهی برآویزد به شستش
به عکسِ قامتِ سروِ سرافراز
قیامت می کند بالایِ پستش
مرا گویی مرو در کویِ یاری
که هر دم با کسی باشد نشستش
چه افتادی به دستِ گل عذاری
که خاری از تو در دامن نبستش
ملامت بر نزاری تا کی آخر
روا نبود مکن چندین شکستش
نزاری از کسی بیمی ندارد
به غیر از غمزۀ چشمانِ مستش
نصیحت با کسی گویند کو را
غمِ دنیا و دین یک ذرّه هستش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و اثرات آن بر دل و جان میپردازد. او از چشمهای مست معشوق و تأثیر عمیق آن بر خود میگوید و از زخمهای ناشی از عشق سخن میرانَد. شاعر با اشاره به لحظات رسیدن به بوسه و احوالات دل، نشان میدهد که هرچند دلی در دام زلف معشوق گرفتار شده، اما روح عشق و زیبایی وجود او را تسلی میبخشد. او همچنین از ناملایمات زندگی و غمها یاد میکند و به این نکته میپردازد که هیچ چیز به اندازه غمزۀ چشم محبوبش، او را نگران نمیکند. انتهای شعر نیز به نصیحتی اشاره میکند که در آن به غمهای دنیا و دین و عدم اهمیت آنها در برابر زیبایی عشق تأکید شده است.
هوش مصنوعی: دیروز کسی را با چشمان دلبرش کشتند و امروز دستان او به خون آلوده است.
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که دوباره به زندگی برگشتهام و به سوی لبهای کوثر پرستش رو میآورم.
هوش مصنوعی: دل، از کمند زلف او گریخت، زیرا که چشمش در تیر غمزهاش خسته شده است.
هوش مصنوعی: اگر از آن دست نقرهای جام میفرستد، برای من این نوشیدنی به مراتب دلپذیرتر از شیرینی آن کِبَست است.
هوش مصنوعی: هلال به خاطر این پدیدار شده است که وقتی بر آسمان میرسد، مانند ماهی در دریا به سمت آن بالا میآید.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که شخصیتی به زیبا و باوقار به مانند سرو، از قامت خود در برابر بروز مشکلات و چالشها ایستادگی میکند. در واقع، با وجود دشواریهایی که دارد، همچنان بلندمرتبه و باصلابت باقی میماند.
هوش مصنوعی: به من میگویی که به نزد دوست نروم، زیرا او هر لحظه با کسی دیگر نشسته است.
هوش مصنوعی: چه بر سرت آمده که این گل زیبا، گلی که هیچ خاری از تو به دامنش نداشته، به تو اینطور نگاه میکند؟
هوش مصنوعی: ای ملامت، تا کی بر نزاری سخت بگواهی؟ این همه شکست و زخم را بر دلش روا ندان، مکن!
هوش مصنوعی: نزاری نگران کسی نیست جز زیبایی و جذابیت چشمان خوشنگاهش.
هوش مصنوعی: بهتر است نصیحت را با کسی در میان بگذاریم که نگران دنیا و دینش باشد و به آن اهمیت بدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکی گفتی که چشم بد بخستش
یکی گفتی که افزون گر ببستش
اگر چه از خلل یابی درستش
نگردد تا نگردانی نخستش
بایمان تازه گردان جان مستش
بفضل خود ممیران بت پرستش
ولی شرم از کسان بگرفت دستش
به دامان صبوری پای بستش
ز دود دل بماتم کله بستش
سیه پوشیده و بر ماتم نشستش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.