بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرف
سبزه دمید عیش کن ساغر می منه ز کف
موسم تاب خانه رفت از پی گل به باغ رو
بر لب جویبار بر شیشه ی می ز طاق و رف
پیش که سر نهی به گل باده بخور به پای گل
گر ز جهود بایدت کرد یکی به ده سلف
دامن دوستان مده گر برود سرت ز دست
بخت مران چو من ز در عمر مکن چو من تلف
تا نخوری به جای مل خون جگر به وقت گل
سینه مکن چنان که من تیر فراق را هدف
من به کدام دلخوشی می خورم و طرب کنم
کز پس و پیش خاطرم لشگر غم کشیده صف
هست غم جهان مگر وقف دل خراب من
مادر روز و شب نزاد از پی غم چو من خلف
الحذر از دم صبا زان که درو زد آتشی
آه نزاری نزار از نفس سموم تف



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از بهار و زیباییهای آن صحبت میکند و به وزش باد صبا و سرسبزی عطرآگین اشاره دارد. او شوق و نشاط بهاری را با نوشیدن می و لذت از طبیعت ترکیب میکند، اما همزمان از غم و اندوه دل یاد میکند که بر شانههایش سنگینی میکند. احساس تیرگی و فراق در دلش راه یافته و یادآوری میکند که چطور غمها زاد و ولد میکنند و تلخی زندگی را به او تحمیل میکنند. شاعر هشدار میدهد که آتش در دم صبا نهفته است و این اندوه ممکن است او را بسوزاند. در نهایت، موقعیت نزار و رنجش را با زیباییهای بهار در تضاد قرار میدهد و حالتی از افسوس و نگرانی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: باد صبا بوی بهار را به ارمغان آورده و از هر سو سبزه و گل سرسبز روییده است. اکنون وقت خوشی و شادی است، پس بیا و می را از دست نگذار.
هوش مصنوعی: فصل تابستان است و وقت آن رسیده که به باغ برویم و از گلها لذت ببریم. در کنار جویبار، میتوانیم از شراب لذت ببریم و از زیباییهای طبیعی اطرافمان بهرهمند شویم.
هوش مصنوعی: به هر که میخواهی سر بگذاری و با او صحبت کنی، قبل از آن یک جرعه نوشیدنی خوشگوار را بنوش. اگر هم از یهودی باشد، بهتر است که با او تملق و نیکی کنی.
هوش مصنوعی: اگر دامن دوستان را رها کنی و سرنوشتی نامطلوب بر تو فرود آید، مثل من نباش که در زندگیام را بیهوده تلف کردم.
هوش مصنوعی: اگر به جای گل، زهر و رنج را تجربه کنی، سینهات را به درد و غم پر نکن. من نیز تیر جدایی را به هدف نشانه رفتهام.
هوش مصنوعی: من به چه شادیای میتوانم بنوشم و خوشحال باشم وقتی که غم، از هر سو و در هر لحظه، در یادم صف کشیده است.
هوش مصنوعی: غم و اندوه دنیا فقط برای دل و روح خراب من است. مادر، روز و شب نمیتواند فرزندی به دنیا بیاورد که به اندازه من غمگین باشد.
هوش مصنوعی: مراقب باش که نسیم صبحگاهی میتواند آتش سوزانی را به همراه داشته باشد که ناشی از نفسهای گرم و خشک است و میتواند آسیبزننده باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف
چون شتران رو به رو پوز نهاده در علف
از چپ و راست میرسد مست طمع هر اشتری
چون شتران فکنده لب مست و برآوریده کف
غم مخورید هر شتر ره نبرد بدین اغل
[...]
طالع اگر مدد دهد، دامَنَش آوَرَم به کف
گر بِکَشَم زهی طَرَب، ور بِکُشَد زهی شرف
طَرْفِ کَرَم ز کَس نَبَست، این دلِ پُر امیدِ من
گر چه سخن همیبَرَد، قصهٔ من به هر طرف
از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد
[...]
حشمت میفروش بین بر در او ز هر طرف
گرد مواید کرم اهل صفا کشیده صف
فیض کرامتش نهد دمبدم از سفال می
رند خداشناس را جام جهان نما به کف
پرورشت دهد فلک لیکن ازو تو برتری
[...]
دوش بخواب دیده ام حضرت شحنة النجف
گفت بدان تو نفس خود تا برسی بمن عرف
شمع صف بسوختی شب همه شب برای حق
بهر چه کرده ای بگو عمر شریف خود تلف
هست غذای روح تو ذکر خدا میان جان
[...]
میروم از بر امام طوفکنان به هر طرف
طالع اگر مدد کند دامنش آورم به کف
در ره او رود سرم باز لقاش برخورم
این بشود زهی طرب آن بشود زهی شرف
سعی من از برای او جان و دلم فدای او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.