عشق اگر باز گرفتی ز گریبانم چنگ
خونِ دل برمژه از دیده نبودی آونگ
رنگ پوشیدم و هم رنگ نمی شد با من
هم بینداختمش نه منم اکنون و نه رنگ
تا دل و دیده نخواهند و نبینند به کس
کلبۀ کنج گرفتم ز فضایِ دلِ تنگ
خود نه من بودم و نه دیده و نه دل بر کار
عشق در خانه و من با دل و با دیده به جنگ
مردمان وعظ مگویید و ملامت مکنید
که محال است برون بردن ازین آینه زنگ
من خود از بحرِ ملامت به کناری برسم
که به دم در نتوانند کشیدم چو نهنگ
برو ای عاجز و در گوشۀ مسجد بنشین
که رهِ کویِ خرابات صراط است و تو لنگ
زاهدان گوشه نشینی به ضرورت کردند
تا نگویی به خرابات نکردند آهنگ
پیشِ محراب نشینند که نامحرم را
ره نباشد که درآید ز پسِ پردۀ چنگ
پردۀ ما مدر ای عاقل و تشنیع مزن
تو برو شیشۀ خود نیک نگه دار ز سنگ
تا کسی را به نزاری چه توقّع باشد
که نه اندیشۀ نامش بود و نه غمِ ننگ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج عشق سخن میگوید و به عواطف عمیق و متناقض خود اشاره میکند. او از جنگ با دل و دیدهاش در برابر عشق یاد میکند و نشان میدهد که عشق در درونش جاری است، اما او درگیر افکار و ملامتهای دیگران است. شاعر به زاهدانی که تنها در گوشهنشینی میگذرانند، انتقاد میکند و میگوید که آنها نمیتوانند به عمق احساسات و تجارب عاشقانه پی ببرند. در نهایت، او به خود و شرایطش میپردازد و از دیگران میخواهد که در قضاوتهای خود احتیاط کنند و به درون خود بنگرند.
هوش مصنوعی: اگر عشق دوباره تو را از من بگیرد و مرا به چنگ بیاورد، اشک خونین از چشمانم جاری میشود و دیگر نمیتوانم خود را کنترل کنم.
هوش مصنوعی: پوششی به تن کردم تا با دیگران هماهنگ شوم، اما با اینکه تلاش کردم، هیچ همخوانیای وجود نداشت. حالا دیگر نه من همان فرد گذشتهام و نه آن رنگ برایم معنا دارد.
هوش مصنوعی: من در گوشهای از دلم، دور از دیگران و به دور از نگاهها، پناه گرفتهام؛ چون دل و چشمانم دیگر چیزی را نمیخواهند و نمیخواهند کسی را ببینند.
هوش مصنوعی: در این جمله، شخص بیان میکند که نه خودش، نه چشمانش و نه قلبش درگیر عشق نیستند. او در خانهای به جنگ با دل و چشمانش مشغول است، انگار که در تقلا و مبارزه با احساست خود قرار دارد.
هوش مصنوعی: مردم را نصیحت نکنید و سرزنش نکنید، چون impossible است که زنگار را از این آینه پاک کنید.
هوش مصنوعی: من خودم از دریای سرزنش و انتقاد دور میشوم، چون نمیخواهم مانند نهنگی باشم که به راحتی نمیتوانند از آب بیرون بکشند.
هوش مصنوعی: برو و در گوشهای از مسجد بمان، زیرا راهی که به میخانه میرسد، برای تو که ناتوانی، درست نیست.
هوش مصنوعی: زاهدان به خاطر ضرورت و شرایط زندگی به کنج عزلت و دوری از دنیا پناه بردهاند، تا بهانهای نداشته باشی که بگویی در میخانه و مجالس باطل پای نگذاشتند.
هوش مصنوعی: مقابل محراب نشستهاند زیرا کسی که مجاز به ورود نیست، نمیتواند از پشت پردهی ساز به درون بیاید.
هوش مصنوعی: ای عاقل، پردهداری ما را نادیده نگیر و به ما سرزنش نکن. بهتر است به شیشهی خود توجه کنی و از سنگها دوری کنی.
هوش مصنوعی: هیچ کس از کسی که در زندگی اش نه به نامش فکر کرده و نه نگران ننگ و عیب خود بوده، توقعی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر کش ای تُرک و بیکسو فکن این جامه جنگ
چنگ بر گیر و بنه درقه و شمشیر از چنگ
وقت آن شد که کمان افکنی اندر بازو
وقت آنست که بنشینی و برداری چنگ
دشمن از کینه بر آمد به کمینگاه مرو
[...]
دو سعادت به یکی وقت فراز آمد تنگ
یکی از گردش سال و یکی از شورش جنگ
ما از این هر دو به شکر و به ثنا قصد کنیم
زانکه انده شد و شادی سوی ما کرد آهنگ
ماه نوروز دگر بار به ما روی نمود
[...]
برکش ای ترک بر اسب طرب و شادی تنگ
که زمستان شد و نوروز فراز آمد تنگ
باد نوروزی با باغ همی صلح کند
من و تو هر دو چرا بیهده باشیم به جنگ
سبز رنگ است ز سبزه سر کوه و لب جوی
[...]
ای سنایی نشود کار تو امروز چو چنگ
تا به خدمت نشوی و نکنی قامت چنگ
سر سرهنگان سرهنگ محمد هروی
که سر آهنگان خوانند مر او را سرهنگ
آنکه روی همه هشیاران آمد به شتاب
[...]
تو ملامت مکن ای مدّعی اینک سر و سنگ
چه تفاوت کند آن را که نه نام است و نه ننگ
این نه آن آتشِ تیزست که بنشاند آب
وین نه آن آهنِ سخت است که بگدازد زنگ
برنگردیم به سنگ از درِ آن سیم اندام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.