آن شب که وداعِ یار کردم
عزمِ سفر اختیار کردم
در بر همه شب لبش مکیدم
وز نی شکر اعتبار کردم
تا وقتِ نماز طوقِ گردن
زان گیسویِ مشک بار کردم
چندین مستی و بی قراری
زان نرگسِ پُر خمار کردم
بر خرمنِ گل بسی مراغه
تا روز به رغمِ خار کردم
لعلش به ستیزۀ رقیبان
دندان بزدم فگار کردم
هنگامِ رحیل بس که فریاد
از گردشِ روزگار کردم
دل خون شد و خون به سر برآمد
آن دم که ازو کنار کردم
برخاست به زیر پای او گِل
بس کز مژه خون نثار کردم
یادِ سرِ دستِ پر نگارش
جان در سرِ آن نگار کردم
دیّار ندیده ام خبر گوی
تا رحلت از آن دیار کردم
بس ناله که چون نزاریِ زار
از دردِ فراقِ یار کردم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از لحظهٔ وداع با معشوق سخن میگوید و احساس دردناک جدایی را توصیف میکند. او به یاد لبهای شیرین معشوق و گیسوی مشکین او میافتد و از مستی و بیقراریاش میگوید. شاعر با اشاره به زیباییهایی همچون نرگس معشوق و لعل لبهای او، نشان میدهد که عشقش او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. او در این لحظات تعبیرهای احساسی از جدایی و یاد معشوق را بیان میکند و در نهایت، از درد فراق و رنجی که بر او وارد میشود، ناله میکند.
هوش مصنوعی: آن شبی که از دوست خداحافظی کردم، تصمیم به سفر گرفتم.
هوش مصنوعی: من در طول شب، لب او را به آرامی بوسه میزدم و از صدای نی شیرین، لذت میبردم.
هوش مصنوعی: تا زمان نماز، بر گردن خود، زنجیری از موهای مشکین او آویختم.
هوش مصنوعی: من به خاطر آن نرگسِ زیبا و مست، مدتها مستی و بیقراری را تجربه کردم.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر از زحمات و تلاشهای خود برای به دست آوردن زیبایی و لذت زندگی صحبت میکند. او میگوید که در میان زیباییهای زندگی (مثل گل) با سختیها و مشکلات (مثل خار) روبهرو شده و سعی کرده که حتی با وجود این مشکلات، زیباییها را حفظ کند. به طور کلی، این جمله نشاندهنده تلاشی است که فرد برای رسیدن به خواستهها و آرزوهایش انجام میدهد، حتی اگر با چالشهایی مواجه شود.
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و جذابیت او با رقبای خود به مبارزه برخاستم و خود را در این مسیر آسیبدیده احساس کردم.
هوش مصنوعی: وقتی که آماده جدا شدن بودم، به اندازهای از چرخش و تغییرات زمان شکایت و ناله کردهام.
هوش مصنوعی: دل من به شدت ناراحت و غمگین شد و در آن لحظه که از او جدا شدم، تمام احساسات و دردهای عمیق در وجودم سر باز کرد.
هوش مصنوعی: خاکی بر زیر پای او ریختم، چون از چشمانم اشک خونین بر زمین افتاد.
هوش مصنوعی: به یاد سرِ دست پر از نوشتهها و آثار جان، به آن نگار توجه کردم.
هوش مصنوعی: من هیچ کسی را ندیدهام که دربارهی سرزمینهایی که ندیدهام صحبت کند، تا زمانی که از آن سرزمینها رفتهام.
هوش مصنوعی: خیلی ناله و زاری کردم مانند کسی که به شدت از دوری معشوقش رنج میبرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تعویذ دل فکار کردم
سرمایۀ افتخار کردم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.