باز رسیدم جمالِ دوست بدیدم
وز لبِ شیرینِ او به کام رسیدم
در عرصاتِ شبِ فراق معیّن
روزِ قیامت هزار بار بدیدم
باز نیارم به صد هزار زبان گفت
آن چه من از جورِ روزگار کشیدم
تا همه روها کنم به روی دل آرام
گوشۀ عزلت ز کاینات گزیدم
گر بگذارد زمانه مدّتِ باقی
کنجی و یاری نشست و جامِ نبیدم
قامتِ او دیدم و قامتِ خود را
در همه آفاق صور عشق دمیدم
باز نگویم که بر زبان نتوان راند
آن چه به گوشِ مکاشفات شنیدم
عاقبتم چون نسیجِ جند ره دادند
بر خود اگرچه چو کرمِ پیله تنیدم
بالغِ دردم که در مشیمۀ فطرت
شیر ز پستان بدوِ کون مکیدم
ماءِ معین بود چون ز چشمۀ حیوان
بالله اگر بشنی وگرنه شمیدم
بیش نگویم ز نام و ننگِ نزاری
عاقبت از نام و ننگِ او برهیدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و جذبهٔ دوست و همچنین از تجربههای تلخ زندگی و دوری از او سخن میگوید. او احساسات عمیق خود را از عشق و فراق بیان میکند و به یادآوری لحظات شیرین و تلخ روزگارش میپردازد. شاعر در جستجوی آرامش در مکانی دنج و دور از دنیای پر از اوهام و مشکلات، به غور در دل خویش و فهم واقعیات زندگی میپردازد. او به درک عمیقی از عشق و وجود خود در آفاق میرسد و به این نتیجه میرسد که از نام و ننگ رهایی یافته است. در نهایت، شاعر به بیان حالاتی فراطبیعی و عاطفی میپردازد که از دیدن معشوقش به دست میآورد.
هوش مصنوعی: من دوباره به دیدار روی دوست رسیدم و از لبهای شیرین او لذت بردم.
هوش مصنوعی: در شب تاریک جدایی، بارها و بارها روز قیامت را مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: هرگز نتوانم با هزار زبان بیان کنم که چه سختیهایی را از بدیهای زندگی تحمل کردهام.
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانم تمام مسیرها را به سوی دل آرامم باز کنم، تصمیم گرفتم که از دنیای خارج کناره بگیرم و در گوشهای خلوت بمانم.
هوش مصنوعی: اگر زمان اجازه دهد که در گوشهای بمانم و با یارم بنشینم و از شراب لذت ببرم.
هوش مصنوعی: وقتی قامت او را دیدم، احساس کردم که خودم را هم در تمام جهان، در زیبایی و جذابیت عشق تجلی دادم.
هوش مصنوعی: نمیتوانم آنچه را که در جان و دل شنیدم به زبان بیاورم.
هوش مصنوعی: سرانجام من مانند بافتهای از جنس نخی است که به خودم هدیه دادند، هرچند که مانند کرم پیله تنیده شدم.
هوش مصنوعی: من به طور طبیعی و در پیوند با فطرت خود، از ابتدا درد و رنج را مانند شیری که از پستان میمونه مینوشیدم.
هوش مصنوعی: آب زلال و خالصی است که از چشمهای حیوانی میجوشد. اگر به خداوند گوش کنی، آن را درک خواهی کرد، وگرنه فقط خودم میبینم و میفهمم.
هوش مصنوعی: دیگر از رسوایی و افتخار نزاری صحبت نمیکنم، چرا که در نهایت از خود نام و ننگ او رها شدم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عید کنون عید شد که روی تو دیدم
کار کنون راست شد که در تو رسیدم
با چه برابر کنم چنین دو سعادت
من که مه عید را بروی تو دیدم
جان و جوانی بباد دادم از یراک
[...]
روی تو دیدم ز عمر دست کشیدم
چشم مو کاش کور مرفت که تور نمدیدم
ای بچه آهوی چین بروکه مو امروز
هرچه دویدم ردت، بذت نرسیدم
ابرو و چشمای تو چار آس و تو شاهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.