گر بنویسم که چون بی تو به سر می برم
دود برآرد قلم از ورق دفترم
جان رسیده به لب بی تو چنین تا به کی
هین که گره می شود بی تونفس دربرم
هر نفسم کز درون بی تو به لب می رسد
نیست دگراعتماد بر نفس دیگرم
عمر گرامی چرا می کنم آخر تلف
چند چنین شب به روز روز به شب می برم
نه ره و رویی پدید نه سر و کاری به برگ
تا شب محنت چنین چند به روز آورم
عمر ندانم که چند پای بدارد چنین
بخت ندانم که کی دست نهد برسرم
بر پی دل در به در بیهده جان می دهم
وز غم تو دم به دم خون جگر می خورم
از لگد سرزنش وز غرض بد کنش
خسته ی هر ضربتم رانده ی هر کشورم
کار نزاری کنون زاری زارست و بس
چون نرسد بعد ازین دست به زور و زرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شدت دلتنگی و رنجی که به خاطر جدایی از معشوق تجربه میکند، میگوید. او به قلم و کاغذ پناه میبرد، اما حتی نوشتن دردهایش نیز او را به حالتی ناتوان و ناامید میکشاند. زندگی بدون معشوق را بیمعنی و گذران زمان را به هدر رفته میبیند. هر نفس برایش به زحمت میگذرد و از سرزنشهای دیگران خسته شده است. در این حال، او به شدت در اندوه غرق است و احساس میکند که دیگر امیدی برای بازگشت به روزهای خوب ندارد. در انتها، شاعر به حالت زاری و شکایت از زندگیاش اشاره میکند که به جز غم و اندوه چیزی برایش باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: اگر بنویسم که بدون تو چطور روزگار میگذرانم، قلم از روی کاغذم دود بلند میکند.
هوش مصنوعی: جانم به لب رسیده و بیتو تحمل این وضعیت سخت شده است. بیا زودتر تا این گرهای که در دماغم ایجاد شده، باز شود.
هوش مصنوعی: هر بار که نفس من به خاطر تو به لب میرسد، دیگر نمیتوانم به خودم اعتماد کنم.
هوش مصنوعی: چرا عمر ارزشمند خود را بیهوده هدر میدهم؟ چرا این شبها را به روزها و روزها را به شبها میگذرانم؟
هوش مصنوعی: نه راه و نشانهای هست و نه ارتباطی با جوانب زندگی، پس چه فایدهای دارد که شبهای سخت و پر از درد را تحمل کنم، در حالی که روزها را به همین گونه میگذرانم؟
هوش مصنوعی: نمیدانم چه مدت زندگی خواهم کرد و نمیدانم بخت من چه زمانی بر سرم خواهد آمد.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و دلباختگیام، به هر جا میروم جانم را فدای تو میکنم و از شدت غم تو هر لحظه مثل جگر خون میخورم.
هوش مصنوعی: از طعنهها و قضاوتهای ناپسند خسته شدم، هر بار که لطمهای میزنم، انگار که از هر جا رانده شدهام.
هوش مصنوعی: کار نزار همین حالا بسیار دردناک و بیرحمانه است و اگر بعد از این، نیازی به قدرت و زور نداشته باشی، بهتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معدن شادیست این معدن جود و کرم
قبلۀ ما روی یار قبلۀ هر کس حرم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.