شد در سر کار تو هم دنیی و هم دینم
ناداده هنوز از لب یک شربت شیرینم
بر ناله ی زار من رحمت نکنی یک شب
هم در تو رسد روزی سوز دل مسکینم
گر عمر بود روزی در بزم گه وصلت
بی درد میی نوشم بی خار گلی چینم
آن جا گه تو نگذاری برگردم و ننشینم
آن جا که تو فرمایی برخیزم و بنشینم
گر عنف کنی عمری مستوجب آن هستم
ور لطف کنی روزی هم مستحق اینم
چندان که طلب کردم بسیار نظر بردم
یک سرو نمی بینم کز قد تو بگزینم
بگذار نزاری را تا روی تو می بیند
کاثار سعادت ها از روی تو می بینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و تمایل عمیق خود به معشوق سخن میگوید و میگوید که عشق او هم دنیوی و هم معنوی است. او از معشوق میخواهد که بر درد و نالههایش رحمی کند و لحظهای به او توجه کند. شاعر در خیال بزم وصال معشوق است و آرزو دارد در آنجا بیدرد و خوشحال باشد، اما در عین حال نمیخواهد از محبت او دور بماند. او به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ کس را به اندازه او به دل نمینشیند. در نهایت، نزاری تأکید میکند که تنها با دیدن روی معشوق، سعادتهای زیادی برایش حاصل میشود.
هوش مصنوعی: در زمینه عشق و ارتباط با تو، دنیا و دین من تحت تأثیر قرار گرفتهاند؛ اما هنوز هم از لبیک یک جرعه نوشیدنی شیرین نصیبی نداشتهام.
هوش مصنوعی: اگر یک شب هم به نالههای دردناکم رحمت نکنی، روزی خواهد رسید که آتش دل بیچارهام به تو خواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر عمری باقی باشد، روزی در مراسم عروسیتان بدون هیچ دردی شرابی مینوشم و گلی را از باغ میچینم.
هوش مصنوعی: در جایی که تو اجازه ندهی، من برنمیگردم و نمینشینم. و در جایی که تو دستور بدهی، من برخیزم و بنشینم.
هوش مصنوعی: اگر مرا دست کم بگیری، من مدتهاست که لایق این کار هستم، و اگر با لطف و مهربانی با من رفتار کنی، باز هم روزی مستحق آن میشوم.
هوش مصنوعی: هرچقدر که در جستجوی زیباییها بودم و بسیار نگاه کردم، نتوانستم سروی پیدا کنم که به اندازهی تو زیبا باشد.
هوش مصنوعی: اجازه بده تا نزاری به تو نگاه کند، چون خوشبختیها و فرصتهای خوب را از چهرهی تو مشاهده میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا کفر سر زلفت زد راه دل و دینم
جز عشق تو هر کیشی کفر است در آیینم
هر صبح ز روی تو هم خانهٔ خورشیدم
هر شام ز اشک خود همسایهٔ پروینم
تو چشمهٔ خورشیدی من ذرهٔ محتاجم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.