هر چه در هستی ما هست چنان در بازیم
که اگر سوزن با ما بود آن در بازیم
در وفا تا بتوانیم چه تقصیر کنیم
با تو ما را به دل آن است که جان در بازیم
جانِ جانی تو اگر جان نبود جانان هست
اصلِ سرمایه توی سود و زیان در بازیم
چون که پیدات نهان است و نهانت پیدا
شرط آن است که پیدا و نهان در بازیم
و الله ار کون و مکان بی تو پشیزی ارزد
هستیِ ما چه زند کون و مکان در بازیم
از تو ما را به بهشتی نتوان قانع شد
گل ستانی چه بود هر دو جهان در بازیم
کفر و دین هر دو به یک جو چو تو با ما باشی
هر چه غیرِ تو بود با تو روان در بازیم
بیتو خود سایهی طوبا تفِ دورخ باشد
با تو فردوس ببخشیم و جنان در بازیم
ناز بس گر سخن این است و نزاری ماییم
دل به دیوانگی و سر به زبان در بازیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی مفهوم وجود و ارتباط انسان با معشوق میپردازد. او بیان میکند که هر چیزی که در هستی وجود دارد، در حقیقت به واسطهی وجود معشوق معنا پیدا میکند و بیاو هیچ ارزشی ندارد. در توصیف وفا و عشق، شاعر سعی میکند نشان دهد که تمام وجود آنها به معشوق وابسته است و باید تمام تلاش خود را در وفاداری به او به کار ببرند. همچنین، بین کفر و دین تفاوتی قائل نمیشود و همه چیز در سایهی حضور معشوق قابل درک است. شاعر در پایان، با نگاهی عمیق به دیوانگی عاشقانهاش، بر این نکته تأکید میکند که همهی دنیا با معشوق فقط در ارتباط است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در وجود ما وجود دارد، مانند دَرِی است که به روی ما باز است؛ بهطوری که حتی اگر سوزنی نیز نزدیک ما باشد، آن در همچنان باز است.
هوش مصنوعی: ما تا جایی که بتوانیم در وفاداری تلاش میکنیم و برای تو کمکاری نمیکنیم، زیرا در دلمان این نکته هست که حاضر به فدای جان خود برای تو هستیم.
هوش مصنوعی: اگر جان تو هم نبود، جانان تو اصل و اساس سرمایهات در این بازی است، چه در سود و چه در زیان.
هوش مصنوعی: زمانی که وجود تو پنهان است و راز تو آشکار، شرط این است که ما در این بازی، هم آشکار و هم پنهان باشیم.
هوش مصنوعی: به خدا قسم، اگر وجود تو در عالم و هستی نباشد، هیچ ارزشی ندارد. پس وجود ما هم در این جهان چه ارزشی دارد وقتی که در این بازی هستیم؟
هوش مصنوعی: ما با خود میگوییم که نمیتوانیم به بهشت تو راضی شویم، زیرا گرفتن گل و لذتها چگونه میتواند ما را راضی کند، در حالی که هر دو جهان را در دست داریم و در حال بازی هستیم.
هوش مصنوعی: اگر تو با ما باشی، فرقی بین کفر و دین نیست. هر چه غیر از تو باشد، ما را سرگرم نخواهد کرد و در کنار تو، همه چیز معنادار است.
هوش مصنوعی: بدون تو، سایهی درخت طوبا به دور از من است، اما با تو میتوانیم به بهشت و نعمتهای آن دست یابیم.
هوش مصنوعی: اگر سخن از ناز و کرشمه است، ما به عشق و دیوانگی دل سپردهایم و حرفهایمان را بیپرده بیان میکنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.