میروی ای در دلِ تنگم مقیم
بازنگر از سرِ لطفِ عمیم
مرحمتی کن چه شود گر به ما
باز کنی گوشهی چشمی به نیم
از درم ای ماه درآ تا شود
اخترِ برگشتهی من مستقیم
بهر خدا بر منِ مسکین ببخش
تا به عوض کسب کنی حا و جیم
چشمهی خضرست لبت روز و شب
ساخته از دیدهی من یا و میم
یادِ صبا تحفهی مشکِ ختا
از سرِ زلف تو فرستد نسیم
بویِ عرقچین تو گر بشنود
بانگ برآید زِ عظامِ رمیم
از پدر و مادرِ گیتی نزاد
چون سرِ دندانِ تو درِّ یتیم
چند کشم باده ز دردِ فراق
تا به کی از جورِ رقیبِ لئیم
دست به من ده به وفا و بگوی
بسم الله الرّحمآن الرّحیم
مهرِ نزاری نشود که به عشق
هم ره او بود زِ عهدِ قدیم
نیست به جز عکسِ خیالت حریف
نیست جز اندوهِفراقت ندیم
سیم و زرش نیست بدو کی رسد
حلقهی زرّین و بناگوشِ سیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد فراق و حسرت دوری معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که با یک نگاه رحمت آمیز به او توجه کند. او آرزو دارد که معشوق به زندگیاش بازگردد و با شنیدن نامش، عشق و محبت را حس کند. شاعر با اشاراتی به زیباییهای معشوق، دلتنگی و یتیمی خود را در برابر عشق بیان میکند و از رنجهای حاصل از جدایی گله دارد. در نهایت، او از معشوق میخواهد که به او دست وفا دهد تا ارتباطی دوباره برقرار شود، چرا که در این رابطه، تنها چیزی که برایش باقی مانده، تصویر عشق است و غم دوری.
هوش مصنوعی: تو میروی و من در دلِ تنگ و ناراحتی کوچکی زندگی میکنم؛ لطفاً با دقت و مهربانی دوباره به من نگاه کن.
هوش مصنوعی: لطفاً بر ما ببخش و چه اتفاقی میافتد اگر فقط با یک نگاه به ما توجه کنی؟
هوش مصنوعی: ای ماه، از در وارد شو تا ستارهی منحرف من دوباره به راه درست برگردد.
هوش مصنوعی: برای خدا به منِ فقیر کمک کن تا در عوض به دست آوردی از روزی و نعمت برسی.
هوش مصنوعی: لبت مانند چشمهای است که در تمام روز و شب زندگیام ساخته شده از اشکهایم و حسرتهایی که در دل دارم.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی از طرف زلف تو بوی خوشی مانند مشک ختا به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: اگر بوی عرقچین تو را بشنوم، صدایی بلند و شگفتانگیز از استخوانهای خشکیدهام به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مانند دندانی که از وجود مادر و پدرش بینصیب است، تو نیز از اصل و ریشهات جدا شدهای. دندان یتیم به نوعی نماد آسیبپذیری و فقر است، و به این خاطر به ارزش و زیبایی تو اشاره میکند که در عین نداشتن ریشه و اصل، باز هم خاص و درخشان هستی.
هوش مصنوعی: چند مدت میخواهم شراب بنوشم تا چه زمانی از تسلط و ظلم رقیب بدخواه رنج ببینم؟
هوش مصنوعی: دستت را به من بده با صداقت و با شروعی نیک، به نام خداوند بخشنده مهربان.
هوش مصنوعی: محبت نازک و لطیف نیست که به عشق هم راهی داشته باشد، همانگونه که در زمانهای گذشته بود.
هوش مصنوعی: جز تصویر خیالت، هیچ کس دیگری در کنارم نیست و تنها دوستم در این دنیای بیتو، غم جداییات است.
هوش مصنوعی: مروارید و طلا به او نمیرسند، چطور میتوان حلقهی طلا و گوشوارهی نقره را به او نزدیک کرد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خصم تو و قاعدهٔ ملک تو
آن شده از بدو جهان مستقیم
چون دو بنا بود برافراشته
وان دو یکی محدث و دیگر قدیم
زلزلهٔ قهر توشان پست کرد
[...]
ای ز نظیر تو زمانه عقیم
وی ز نهیبت دل اعدا دونیم
بسمالله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
چهره به رنگ رخت اندود سیم
بوی گرفت از سر زلفت نسیم
نرگس مخمور سرافکنده هست
نُسختی از چشم تو لیکن سقیم
بینی و خطّ و دهنش پیش هم
[...]
دست دراز از پیِ یک حبّه سیم
به که بِبُرَّند به دانگی و نیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.