ما گر چه ز خدمتت جداییم
تا ظن نبری که بیوفاییم
زانها که وفا به سر نبردند
زنهار گمان مبر که ماییم
ما زَرق و ریا نمیفروشیم
حال دل خویش مینماییم
نزدیک توییم گر چه دوریم
بیگانهنمای آشناییم
این بیت ز گفتهی نظامی
گوییم و ز دیده خون گشاییم
«آیا تو کجا و ما کجاییم
تو زانِکهای که ما تراییم؟»


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساس دلتنگی و وفاداری خود نسبت به معشوق میپردازد. او تأکید میکند که هرچند از هم جدایند، اما این جدایی باعث نمیشود که بیوفا به نظر بیایند. شاعر از زرق و برق دنیا پرهیز کرده و تنها حال دل خود را نشان میدهد. او به معشوق یادآوری میکند که فاصله فیزیکی بین آنها نمیتواند رابطه واقعی و نزدیکشان را تغییر دهد و در نهایت به یک پرسش فلسفی اشاره میکند که کجا هستند و چه نسبتی با یکدیگر دارند.
هوش مصنوعی: هرچند از خدمت تو دوریم، اما نگذار که فکر کنی به تو وفادار نیستیم.
هوش مصنوعی: از کسانی که وفا و صداقت را زیر پا گذاشتند، مراقب باش که فکر نکنی ما از این دستهایم.
هوش مصنوعی: ما به دنبال زرق و برق و فریبکاری نیستیم و حال درونیمان را بهوضوح نشان میدهیم.
هوش مصنوعی: ما نزدیک تو هستیم، هرچند که از هم دوریم، اما در دل به هم نزدیکیم و به ظاهر همدیگر را بیگانه میانگاریم.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای آن است که ما از سخن نظامی میگوییم و به خاطر احساساتی که در دل داریم، اشک از چشمانمان جاری میشود.
هوش مصنوعی: آیا تو کجا هستی و ما در کجا قرار داریم؟ تو از چه جایگاهی برخورداری که ما در این وضعیتیم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آیا تو کجا و ما کجاییم
تو زانِ کهای و ما تراییم
همین شعر » بیت ۶
«آیا تو کجا و ما کجاییم
تو زانِکهای که ما تراییم؟»
ما گر چه ز خدمتت جداییم
تا ظن نبری که بیوفاییم
همین شعر » بیت ۱
ما گر چه ز خدمتت جداییم
تا ظن نبری که بیوفاییم
نمرود به گاه پور آذر
میگفت خدای خلق ماییم
جبار به نیمپشه او را
خوش داد سزا که ما گواییم
لبیک زنان عشق ماییم
احرام گرفته در وفاییم
در کوی قلندری و تجرید
در کم زدن اوفتاده ماییم
جز روح طوافگه نداریم
[...]
آیا تو کجا و ما کجاییم
تو زانِ کهای و ما تراییم
ما مست شراب جان فزاییم
سرخوش ز می گره گشاییم
در کنج شرابخانه گنجی است
ما طالب گنج کنجهاییم
آنها که هوای می ندارند
[...]
ای دوست، بیا، که ما توراییم
بیگانه مشو، که آشناییم
رخ بازنمای، تا ببینیم
در بازگشای، تا درآییم
هر چند نهایم در خور تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.