کُنجی که درو گنج الهی باشد
هر چیز کزان گنج بخواهی باشد
درویش که درویش بود سلطانست
در فقر کمال پادشاهی باشد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
کُنجی که درو گنج الهی باشد
هر چیز کزان گنج بخواهی باشد
درویش که درویش بود سلطانست
در فقر کمال پادشاهی باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ارزش و جایگاه درویش و فقر پرداخته است. شاعر میگوید که درویشی که به گنج الهی دست یافته است، از هر حیث سرشار و بزرگ است. او در فقر خود، به کمال و پادشاهی دست مییابد و نشان میدهد که ثروت مادی در مقایسه با معنویت و معرفت ارزشی ندارد. در نهایت، شاعر بر این باور است که واقعیات حقیقی درون انسانها قرار دارد.
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که از گنج الهی میخواهی، در جایی پنهان شدهاند که خود آن مکان، گنجی بزرگ به حساب میآید.
هوش مصنوعی: درویشی که واقعاً درویش است، در فقر خود به کمالی میرسد که او را مانند یک پادشاه میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر هیچ سوی زلف تو راهی باشد
هر تار به دست دادخواهی باشد
جز زلف و رخت هیچ سالی ندهد
یک شب که درازتر زماهی باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.