مطلقی باز در قیود آمد
بی نمودی بصد نمود آمد
جلوه کرد حسنش اندر غیب
شاهد و مشهد و شهود آمد
خواست آئینه برخسارش
عدم صرف در وجود آمد
کاروان نفخت من روحی
از سماوات جان فرود آمد
خیمه درآب و خاک آدم زد
ساجد و مسجد و سجود آمد
در معارف زهر لب و گوشی
نکته ها گفت در شنود آمد
ساقی حسن باده پیما شد
مطرب عشق در سرود آمد
جز یکی نیست مطرب و ساقی
جلوه گر گر بدو نمود آمد
دل و جان و جوارح و احشأ
جام مینا و چنگ و عود آمد
هرکه زان می پیاله ئی نوشید
بیخود از بود و از نبود آمد
تافت نور علی بغیب و شهود
فاش پنهان هرآنچه بود آمد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجلیات الهی و ارتباط انسان با وجود و عدم است. شاعر به توصیف ورود حقایق و معارف الهی به عالم میپردازد و بیان میکند که در این تجلیات، همه چیز به نوعی در هم آمیخته شدهاند. در این باران نور و عشق، انسانها دچار وجد و فراق میشوند و از مرزهای وجود و عدم فراتر میروند. ساقی عشق و مطرب الهی همگی یک وجود واحد هستند و همه چیز به وحدت میرسد. شاعر تأکید میکند که با نوشیدن می عشق، انسان به حالتی از خودباختگی و آگاهی درباره حقیقت وجود دست مییابد. در نهایت، هر آنچه پنهان بود، در این نور و تجلی نمایان میشود.
هوش مصنوعی: یک موجود بینهایت و آزاد، دوباره در محدودیتها قرار گرفت، اما با ظاهری بسیار متفاوت و نمایان شده است.
هوش مصنوعی: زیبایی او در عالم غیب نمایان شد و در مشاهدات و دیدنیها حاضر گردید.
هوش مصنوعی: درخواستش از آینه این بود که عدم را در وجودش صرف کند، یعنی او میخواست وجودی را نشان دهد که به راحتی به زوال میرود.
هوش مصنوعی: کاروانی از آسمانها آمده و روح من با آن فرود آمده است.
هوش مصنوعی: آدم خیمهای از آب و خاک برپا کرد و در آن مکان، عبادت و سجده آغاز شد.
هوش مصنوعی: افراد با سخنان شیرین و تلخ خود، بسیاری از نکات را به دیگران یاد میدهند و از طرفی، شنوندهها نیز با دقت به این نکات توجه میکنند.
هوش مصنوعی: بادهنوش ما زیبا و دلرباست و عشق به مانند یک موسیقی دلنشین در حال شنیده شدن است.
هوش مصنوعی: غیر از او مطرب و ساقی دیگری وجود ندارد؛ اگر هم جلوهای از زیبایی نشان دهد، تنها اوست که میتواند آن را به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: دل و جان و اندامها و اعضای بدن، همچون مینا و سازهایی چون چنگ و عود، حضور پیدا کردند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از آن مینوشد، به حالت بیخودی و فراموشی از وجود و عدم میرسد.
هوش مصنوعی: نور علی به طور واضح و آشکار در دنیای مادی و معنوی میتابد و هرچه که در پنهان بود، به وضوح نمایان شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرچه از غیب در شهود آمد
هم ز جود تو در وجود آمد
که سخن ز آسمان فرود آمد
سخن از گنبد کبود آمد
عالم از عشق در وجود آمد
عشق معمار هست و بود آمد
در بشر کبریای عشق نمود
ملک از عجز در سجود آمد
رد شد از صدر بارگاه شهود
[...]
زان سپس، هرچه در نمود آمد
از همین پایه در وجود آمد
رفت بر میرزا حبیب انعام
خلفی وین به محض جود آمد
جان و تن دیده و دل این اکرام
همه را موجب سجود آمد
لب درآمد به جمع و بیتی خواند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.