سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
عتاب او چو جفای فلک ز حد بگذشت
لطافت لب و دندان و مستی چشمش
چو می پرستی ما یک به یک ز حد بگذشت
به لابه گفت که از حد گذشت جور رقیب
به طنز گفت که بی هیچ شک ز حد بگذشت
بنوش بادهٔ صافی ز دست دلبر خویش
که بیوفائی چرخ و فلک ز حد بگذشت
عبید را دل سنگینش امتحان کردند
عیار دوستیش بر محک ز حد بگذشت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و تاثیر سحرآمیز محبوبش میپردازد که همه چیز را تحت تاثیر قرار داده و از حد میگذرد. او به تحمیل ناملایمات و بیوفایی زمانه اشاره میکند و از عشق و مستی ناشی از آن صحبت میکند. همچنین، شاعر از امتحان دل سنگین خود و میزان وفای دوستانهاش میگوید و به طنز به وضعیت ناامیدکننده عشق و وفاداری اشاره میکند. در نهایت، او با تأکید بر نوشیدن باده از دست محبوب به فراموشی درد و غم ناشی از این بیوفاییها میرسد.
هوش مصنوعی: بت سیاه چهرهام به قدری تلخ و تند شده که دلسردی و سرزنشهای او به مانند ظلم و بدی آسمان دیگر تحملناپذیر شده است.
هوش مصنوعی: نرمی لبها و دندانهایش و خوابآلودگی چشمانش مانند میپرستی، هر یک به تنهایی از حد خود فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: او با ناراحتی گفت که رفتار رقیب فراتر از حد و اندازهها رفته است، و به طعنه افزود که بدون شک او از هر حدی عبور کرده است.
هوش مصنوعی: از شراب ناب و خالصی که معشوقهات میریزد بنوش، زیرا بیوفایی زمانه و گردونه دنیا از حد و اندازهاش فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: دل عبید را آزمایش کردند و دیدند که میزان واقعی دوستیاش از هر اندازهای فراتر رفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.